تبليغاتX

کلبه کوچولوها
|کلبه کوچولوها

 وبلاگ داداش من روز ببینید

به نام خدای مهربون:

سلام به همه شما بچه های مهربون:

من امروز می خوام يه وبلاگ خوشکل رو به همه شما معرفی کنم:

وبلاگ داداش گلم امين رو که به درخواست من اين وبلاگ رو ساخت:

www.aminnazemi.mihanblog.com

برای آشنايی بيشتر به اين وبلاگ مراجعه کنيد.

دست علی يارتون                                                                 خدانگهدارتون

نوشته شده توسط زهرا در سه شنبه سی و یکم خرداد 1384 | موضوع:
 

به نام خدای مهربون:

سلام به همه شما دوستای خوب و عزيزم:

امروز می خوام يه سايت رو بهتون معرفی کنم. سايت دوست بسيار خوبم فائزه جان

که قراره با همکاری هم يه کار بسيار بزرگ کنيم. برای عمو.آدرس وبلاگ ايشون

اينه:

www.goleijan.persianblog.com  حتما ازش ديدن کنيد و اگه خواستيد، باهاش

همکاری کنيد.

مطلب دوم اينکه امروز فاطمه جان می آد ايران .ابتدا می ره مشهد و بعد هم تهران .

و اين باعث خوشحالی هممون می شه. آدرس وبلاگ فاطمه اينه:

www.fateme12.persianblog.com 

سومين مطلب  و يا آخرين مطلب اينه که قراره يه اتفاق بزرگ بيفته . يعنی من و چند

تا از دوستای مهربونم می خوايم يه کار بزرگ کنيم. حالا نمی گم. توی يکی از روزهای

تير ماه اعلام می کنم.  راستی اين با اون کار بزرگ اول که نوشتم،تفاوت داره. پس

منتظر باشيد.فعلا

دست علی يارتون                                                                      خدانگهدارتون

 

نوشته شده توسط زهرا در یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384 | موضوع:
 دایی پورنگ

به نام خدای زيبائی:

 

سلام به همه شما دوستای مهربونم:

 

يه متن هست که شايد توی سايتهای ديگه خونده باشيد اما منم

 

می خوام بنويسم چون خيلی زيبا و ارزشمند هست.اين متن رو عمو

 

وقتی گفته که رفته خونده خواهرشون . ببينيد:

 

ديشب خونه خواهرم شام دعوت بودم . همين که وارد شدم،خواهر زاده

 

چهار ساله ام گفت:سلام!سلام عمو پورنگ...خنديدم و گفتم: قربونت

 

برم من دايی توام نه عموت ..با لبخند مليح کودکانه ای گفت : خب اشکال

 

نداره از اين به بعد ميگم دايی پورنگ!!راستی چرا تا به حال به فکرم

 

نرسيده بود که آيا ميشه بچه هايی که دايی ندارند.منو قابل بدونندوبهم

 

بگند:دايی پورنگ

 

*******************************************************

دست علی يارتون                                                     خدا نگهدارتون

نوشته شده توسط زهرا در یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384 | موضوع:
 

به نام خدای مهربون:

سلام به همه شما دوستای مهربونم خصوصا به دوست جديد و مهربونم دريا جان که

آدرس بلاگشون: www.darya320.blogfa.com  است. حتما سر بزنيد و همچنين

سلام به همه بزرگترهاکه ديروز رفتند پای صندوق های رای و رايشون رو دادند. ما

 می تونيم بابزرگترها بريم پای صندوق های رای تا وقتی ۱۵ساله شديم، بتونيم

به راحتی رای بديم.

همين جا می خوام تشکر کنم از عمو پورنگ که برنامه ۵ شنبه خيلی خوشکل بود

خصوصا قسمت صندلی داغ که من اينجا چند تا سوالاتشو می نويسم:

**************************************************************

عموپورنگ لطفا يه کم خودتون رو بيشتر معرفی کنيد. مثلا اسمتون رو بگيد،چند

سالتونه،بيشتر معرفی کنيد:

- من اسمم داريوش فرضيايی هست.متولد ايران هستم.

متولد ايران هستيد؟

-بله، متولد ايران هستم. بعد۱۶۷ سانتی متر قدم هست،۶۹ کيلو بودم بدون کفش

با کفش ۱۷۰ کيلو کامل.رنگ چشمم آبی، نوع بيني ام گلابي .اين مشخصاتم هست،رنگ موهام مشکی،

رنگ پوستم گندمی و عاشق ذرت هم هستم.

بله،چشماتون قهوه ای هست.

-توی نور می بينيد . قهوه ای هست.ولی من چشمام قهوه ای نيست.زمانی که خون

جلوی چشمام رو می گيره،قهوه ای می بينم همه چيز رو.

بله، مرسی.

-مرسی کلمه فرانسوی هست. بگيد متشکرم.

متشکرم. عموپورنگ! شما بچه هم داريد؟اگر نداريد،دوست داريد شيطون باشه يا نه؟

- من بچه ندارم. يعنی فعلا ازدواج نکردم.اما اگر بچه داشتم دوست داشتم شيطون

بامزه باشه. چون بايد بچه بپر بالا،بپر پايين کنه. نه که هيچ کاری انجام نده.شيطونی

که من مد نظرم هست،شيطونی که باعث آزار و اذيت ديگران نباشه.

همه ما شما رو خيلی شيطون و شلوغ می بينيم.آيا شما با اين شيطنت ها کسی

رو اذيت کرديد؟

- نمی دونم. ولی دوست داشتم شيطونی هام آزار دهنده نباشه.من دوست دارم

کسی رو اذيت نکنم.دوست دارم همرو شاد ببينم.اگر اذيت باشه،مامانم اذيت می

شه. چون من توی خونه هم يه مقدار شيطونم.

از سوسک می ترسيد؟

-از سوسک نمی ترسم. ولی نمی دونم چرا يه جوری می شم. مخصوصا وقتی که

دمپايی بر می دارم بهش حمله کنم و از دستم فرار می کنه،يه جوری می شم.

بيشتر از چه حيوانی می ترسيد؟

بيشتر از مار می ترسم.

چرا اين قدر سربه سر تهيه کننده می ذاريد؟

- يکی از راه های احساس محبت اينه که سر به سرش بذاری. منم ايشون رو دوست

دارم. البته خدا از دلم بشنوه.

خوب اگه شما يه روزی با تهيه کننده قهر کنيد،کدام تون پيش قدم می شيد برای

آشتی؟

- ما تا به حال قهر نکرديم ولی بحث کرديم راجع به برنامه.در نتيجه وقتی بحث می

کنيم. من مثلا می رم اونور و اونم ميره اينور. يکی هم وسط می ايسته و دوباره ما رو

به هم می چسبونه و با هم دوست می شيم.

پس هر دو با هم؟

- هر دو با هم.

عمو پورنگ شما واقعا از ايران خانم می ترسيد؟

- ايران خانم همسايه بالايی منه. اگه کار اشتباهی کنم،می ترسم ديگه. بنده خدا

همسايس ديگه.من بعضی مواقع اشتباه می کنم و از اشتباهی که کردم ،می ترسم.

عموپورنگ لطفا احساستون رو راجع به کلماتی که می گم،بگيد:

مشتی پلنگ: احساس باقالاقاتوق بهم دست می ده. چون شمالی اين کلمه.

ببلی:شيطون با مزه.

تمشک:مرباش خيلی خوشمزست. احساس خوردن دارم.

آخرين باری که گريه کرديد،کی بوده؟

-حدود ۱ ماه يا ۱ ماه و نيم پيش.

به چه دليل؟

-داشتم پياز خورد می کردم.

با اين کلماتی که می گم ، لطفا جمله بسازيد:

تهيه کننده: خدا از ته دل می گم اين تهيه کننده رو ايشاءالله سرافرازش کن چون

خيلی زحمت می کشه.

تمشک:تمشک مرباش خوب است.

مرغانه:همان تخم مرغ است اما به زبان گيلانی.

تا حالا شده کسی رو سر به سرش بذاری؟مثلا شما صداتون رو عوض می کنيد. تا به

حال شده برای سر به سر گذاشتن صداتون رو عوض کنيد؟

- آره بعضی موقع ها که بعضی ها خيلی اذيتم می کنند، مثلا زنگ می زنند اذيتم

می کنند، با صدای ديگه می گم نه ايشون نيستند. ۱ ساعت ديگه زنگ بزنيد.

کدوم آهنگتون رو بيشتر از همه دوست داريد؟

- بهتر نه بهترينه، اردک تک تک رو خيلی دوست دارم.مامان وبابا چون خاطرات خوبی

ازشون دارم. درقندون لب خندون رو خيلی دوست دارم.

عموپورنگ پورنگ بهتره يا فرضيايی؟

- هرچی که بچه ها بپذيرند، بهتره. نگاه من نگاه بچه هاست.بچه ها عموپورنگ بهتره

يا فرضيايی؟باشه من همون عموپورنگ باقی می مونم به شرطی که اشتباه نگيرند.

چون يه روزيه نفر گفت: عمو کلنگ!من گفتم: من پورنگ هستم.

چه طور شد مجری برنامه کودک شديد؟

- من کارم با راديو بود. يه روز يکی از بچه ها زنگ زد. و گفت: تلويزيون داره تست

می گيره برای گروه کودک شمام برو تست بده.من رفتم تست دادم و بعد از ظهرش

گفتند بيا برای ضبط.

تا کی می خوايد اين کار رو انجام بديد؟

- تا زمانی که بچه ها منو بپذيرند.تا زمانی که احساس کنم تکرار نشدم.

**************************************************************

من هم اميدوارم عمو هميشه سالم،تندرست و شاد پيشمون باشه .

دست علی يارتون                                                                                  خدا نگهدارتون

 

نوشته شده توسط زهرا در شنبه بیست و هشتم خرداد 1384 | موضوع:
  آخ جون تابستون داره می آد

به نام خدای مهربون:

سلام به همه شما دوستای مهربونم که بهترينيد.همه بچه های ايران.

خوبيد؟ خسته نباشيد.

يکی از دوستای مهربونم به نام کوثر جان يه بلاگ خوشکل زدند. منم ازتون دعوت می

کنم که به بلاگشون سر بزنيد:www.kosar1369.persianblog.com

ديگه داريم به فصل تابستون نزديک می شيم. فصلی که بيشتر بچه ها اونو دوست

دارند. از جمله خودم. بياييد سعی کنيم اين ۳ ماهی که تعطيليم ،‌از فرصت هامون

بيشترين استفاده رو بکنيم. تا اين تابستون توی خاطره مون هميشه بمونه که چقدر

خوب بوده.سعی کنيم چيزهای زيادی رو ياد بگيريم.

 

                          آخ جون تابستون داره می آد

 

من خيلی خوشحالم. اميدوارم بهترين تابستون دنيا رو با هم داشته باشيم.

دست علی يارتون                                                            خدانگهدارتون

نوشته شده توسط زهرا در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1384 | موضوع:
 انتخاب برتر

به نام خدای مهربون:

سلام . سلامی پر از مهربونی به همه بچه ها ايران:

اين روزها همه جا بحث انتخابات هست. انتخابات رياست جمهوری. اما من بچه ها ی

هم سن و سال من نمی تونيم رای بديم. آخه ما بايد ۱۵ ساله بشيم.

اما ما بچه ها انتخابات ديگری داريم. انتخاب برتر. که عموپورنگ برامون گذاشته.

بچه ها يادتون نره ها . حتما توی اين انتخابات بهترين معلمتون رو انتخاب کنيد و

ويژگی هاشو بگيد و برای عموپورنگ پست کنيد.با استفاده از صندوق پستی برنامه.

دايی غلامعلی من هم می تونه رای بده.

ممنونم از همتون که می آييد و نظر می ديد. نظرهای خوشکلتون رو می خونم.

خصوصا از لادن خوشکلم و از ايرسای نازنينم که بهم لطف دارند. از لادن جان که

نظرشون رو راجع به عکس کنار صفحه می گن و از ايرسا جان به خاطر اينکه عکس

رو بهم دادند. خيلی ممنونم.

خيلييييی خيليييی ممنونم از زهرا جان(زهرا دوست بچه ها) که يک پيام خوشکل

نوشتند. واقعا قشنگ بودو از عموپورنگ مهربونم.

از همتون ممنونم. اميدوارم هميشه شاد باشيد.

دست علی يارتون                                                           خدا نگهدارتون

نوشته شده توسط زهرا در سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1384 | موضوع:
 آخ جون تابستون

به نام خدای مهربون:

سلام به همه شما دوستای گلم. سلام به همه بچه های ايران. سلام به همه

بزرگترها

و کوچکتر ها . سلام به دايی غلامعلی مهربونم. سلام به تمام عموهای دنيا خصوصا

عموساسان و عموپورنگ .

خوبيد؟ خسته نباشيد می گم به همه دانش آموزان که يک ماه زحمت کشيدند.

امتحانات منم تموم شد و شاد و خوشحال دوباره برگشتم پيشتون تا تابستون خوبی

رو با هم داشته باشيم.

ممنونم از لطفتون به خاطر پيام های خوشکل و نازنينتون.

بچه ها بياين با هم سعی کنيم از اين تابستون بهترين استفاده رو بکنيم و کارهای

خوب بکنيم و حرف های قشنگی ياد بگيريم.

از لطفتون ممنونم و اميدوارم تابستون ۸۴ بهترين تابستون برای هممون باشه.

همتون رو به اندازه ی گلهای دنيا دوست دارم. اميدوارم گل باشيد ، گل خنده روی

لبتون باشه ولی عمرتون مثل گل کوتاه نباشه.دعا برای برادر عمو يادتون نره !

دست علی يارتون                                                   علی نگهدارتون

www.poorangzahra.persianblog.com

نوشته شده توسط زهرا در سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1384 | موضوع:
 

به نام خدای مهربون:

سلام! يه سلام پر از مهربونی و صداقت به همه شما دوستای مهربونم:

از عموپورنگ مهربون بی نهايت تشکر می کنم که اولين پيامشون رو در اين بلاگ

گذاشتند . من خودم خيلی تعجب کردم. آخه عموپورنگ بلاگشو تعطيل کرده اما برای

 من  کامنت گذاشتند. خيلی خيلی ممنونم.

بعد اينکه باز هم از دختر خاله های مهربونم سوده و زينب خيلی خيلی تشکر می

کنم ودر آخر از همه شما دوستای مهربونم که در همه جا با راهنمايی هاتون

خوشحالم می کنيد، بی نهايت تشکر می کنم.

دست علی يارتون                                                                      خدانگهدارتون

نوشته شده توسط زهرا در جمعه سیزدهم خرداد 1384 | موضوع:
 
به نام خدا. من دیدم این انصاف نیست که بلاگم فقط به نام دایی ها باشه و گفتم عمو ها نیز حق دارند . پس سایت رو هم به دایی غلامعلی مهربون و هم به عمو ساسان و عمو پورنگ مهربون تقدیم می کنم
نوشته شده توسط زهرا در جمعه ششم خرداد 1384 | موضوع: