![]() ![]() |

به نام خدای مهربون:
سلام به همه شما دوستای خوب و گل و عزيز و مهربونم و عموی نازنينم.
من بعد از چند مدت برگشتم.توی اين مدت دلم برای همتون خيلی تنگ شده بود.
وقتی برگشتم،از ديدن پيام های خوشکلتون خيلی خوشحال شدم ولی از طرفی هم
ناراحت شدم.
دليلش اين بود که:
بچه ها امتحانات شفاهيمون چهارشنبه هفته بعد تموم می شه و امتحانات کتبی از
دوشنبه هفته بعدش شروع می شه.امروز و فردا رو بهتون سر می زنم.اميدوارم خاله
عسل هم اين دو روز بيان.
خب بچه ها فعلا بايد برم.مواظب خودتون باشيد.
دست علی يارتون خدانگهدارتون
سلام
شب يلدای همه شما دوستای گلم مبارک
ازش استفاده های خوب کنيد و اميدوارم بهتون خيلی خيلی خوش بگذره.
به نام خدای مهربون:
دوستای گل و خوب و مهربونم و عمويی شيرين زبونم سلام.
راستی خاله عسل سلام.خاله عسل مهربون که تا حالا کلی چيزای خوب به من ياد داده.
خوبيد بچه ها؟ روز جمعه خوبی رو تا حالا سپری کرديد؟
بچه ها من تا آخر امتحانات نمی تونم بيام.ممکنه به خاطر موارد مخصوص اومدم ولی فعلا اومدم بگم که نمی تونم اين مدت بيام.واقعا ببخشيد.چون امتحانات شفاهی از ۲۴ آذرماه شروع می شه.
بچه ها يه ذره از دست بعضی از اونايی که سر می زنند ناراحتم.آخه بعشضی ها برخورد خوبی ندارند و متاسفانه حرفاشون يه ذره ناراحتم می کنه.
البته منظورم انتقاد نيست.چون من انتقاد رو خيلی دوست دارم.هم انتقاد و هم پيشنهاد و بازم ازتون می خوام نظرهاتون رو بگيد.اما بعضی ها...
بچه های خوب و مهربون ديروز وقتی از مدرسه اومدم خونه،در که زدم يکی در رو باز کرد و يه نامه رو گرفت جلو.گرفتم نامرو.ديدم نوشته گروه کودک و نوجوان شبکه اول. نمی دونيد چقد خوشحال شدم و جيغ گکشيدم.باورم نمی شد.همين چند روز پيش بود که ملودی گفت که برام نامه اومده و گفتم خوش به حالت.الان خيلی خوشحالم.متن به اين شرحه:
سلام به زهرای مهربان
از ما ناراحت نباش قول می دهيم اسمت را زيرنويس کنيم و شايد نامه ات را هم در برنامه خوانديم.ما هم تو را دوست خودمان می دانيم و برای همين يک آدم برفی برايت کشيديم اميدوارم خوشت بيايد.
دوست تو گروه کودک و نوجوان شبکه۱
بچه ها خيلی نامه ی قشنگی بود.منم آدم برفی رو خيلی دوست دارم.اونا هديه خوبی رو به من دادند و من خيلی خوشحال شدم.
بچه ها همونطور که عارفه جون هم گفت، پريسا خانوم (پريسا فرضيايی) که منم خيلی دوستش دارم، فکر کنم توی ماه رمضنان توی برنامه عمو شرکت کرد.
البته از اول من بايد به اونا سلام و خسته نباشيد بگم.هم به پريسا جون،هم به عسل خانوم که خيلی مهربونه و من واقعا خيلی دوستش دارم و هم به ريحانه جون که اونم مثل پريسا جون و عسل جون خيلی مهربونه.
البته من تا حالا از پريسا جون پيامی دريافت نکردم ولی اميدوارم به منم سر بزنه و اميدوارم ما دوستای خوبی برای هم بشيم.
بچه ها روزهای جمعه خاله سحر مهربون می آد و مهمون خونه هامون می شه و برامون توی برنامه، نامه های بچه ها رو می خونه، اسماشون رو می گه و کلی حرفای قشنگ می زنه.
من امروز سرما خوردم.گلويم خيلی درد می کنه و اميدوارم زود خوب بشم.
ما امروز مراسمی برای سالگرد دوست گلمون عسل که در سن ۱۰ سالگی ما رو تنها گذاشت، گرفتيم و اميدوارم روحش شاد باشه.
از پيغام های محبت آميز شما دوستای گلم ممنونم و اميدوارم بازم وبلاگمو تنها نذاريد
دريا جون، عريزم ممنون که اسممو به عمو دادی و اميدوارم بتونم جبران کنم.
بچه ها ماه قبل که مجله سروش کودکان رو خريد.چه مصاحبه قشنگی با عمو شده بود؟
بچه ها به وبلاگ ستاد فرهنگی هنری عموپورنگ سر بزنيد: www.purangsetad.blogfa.com
بچه ها دوست دارم يه مصاحبه از عمو براتون بذارم:
عمو پورنگ:
با
پاک ترين
موجودات
روی زمين
سروکار
دارم

داريوش فرضيايی همان جوان اکتيو و پر جنب و جوشی که بر صفحه تلويزيون
ظاهر می شود. جوانی خوش برخورد، خوش رو و خوش قول،مجری محبوب و دوست خوب بچه ها.
آن قدر
صادقانه و پرانرژی برخورد می کند که صميميت و شيرينی اجرايش،آدم بزرگ ها را نيز پای تلويزيون ميخکوب می کند.کودکی درونش را گويا
با گذشت ساليان،آن چنان حفظ کرده که جزئی جدا ناپذير از وجودش شده
متولد
۱/۵/۵۲ است.مثل يک روان شناس با شناخت جوهره وجودی درونی و عاطفی بچه ها
با آن ها برخورد می کند
. رفتارش حاکی از اعتماد به نفس و توانايی هایدرونی او می باشدکه توانسته بر قله های موفقيت بدرخشد
.و دنيایزيبا و دلنشينی توام با صداقت و صفا و صميميت است است برای فرزندان
اين مرزوبوم ترسيم می کند که هرچه از او بگوييم کم گفته ايم
.حالا می خواهيم او برای ما بگويد
.*
نوجوانان و کودکان دوست دارند زود بزرگ شوند. شما چطور؟ بزرگ شدنرا دوست داشتی؟
*
۰۰ بزرگ شدن آرزوی هر کودک و نوجوان است اما به محض اينکه
به دوران جوانی يا به قول خودشان بزرگی رسيدند، افسوس روزهای
قشنگ و پاک کودکی را می خورند
. به همين دليل من سعی کردمعلی رغم بالا رفتن سن،هميشه کودکی را فراموش نکنم و شادی ها
وسادگی های کودکی ام را همچنان محفوظ بدارم
. به نظرمن بد نيستصداقت و مهربانی و نشاط دوران کودکی را هنوز هم در رفتار
و گفتارمان داشته باشيم
.*
چه معيارهايی را برای اجرای بهتر در نظر می گيريد؟*
۰۰ من هنوز يک شاگرد هستم و به عبارتی در ابتدای راه
. مهمترين فاکتور برایاجرای برنامه جهت شناخت دنيای آنان و نگاه به زندگی از دريچه چشم آنان است
.هم سطح بودن با کودکان و شناخت زبان ساده و دلنشين کودکانه،ارتباط راحت
دور از هر گونه فضای کليشه ای و صراحت کلام و در عين حال صداقت کلام و
.......*
در زندگی شخصی به چه کسی بيشتر وابسته هستيد؟*
۰۰
به مادر عزيزم،خانواده خوبم و دوستان بسيار مهربانم که هميشه برايم تکيه گاهبودند و اط همه مهمتر به مردم خوبی بهترين مشوق من هستندمخصوصا
پدر بزرگ ها و مادر بزرگ های گل و مهربون
.*
نظر خانواده و اطرافيان درباره کار شما چيست؟*
خانواده بسيار تشويقم می کنند
. مخصوصا مادرم که هر چه دارم از او دارم.وبعضی اوقات می گويد پس تو کی می خواهی بزرگ شوی، بچه کوچولو،البته
وقتی اين جمله را می گويد که من اسباب بازيها و عروسک هايی را که بچه ها
برايم آورده انددور و برم ريخته و تميز و مرتبشان می کنم چون ارزش هدايای بچه ها،
برايم بسيار زياد است
.*
دوستان و اطرافيان درباره حرفه شما چه می گويند؟*
۰۰ اطرافيان می گويند کار تو خيلی خوب است، چون با پاک ترين موجودات
زمين سروکار داری
.*
در زندگی شخصی چگونه انسانی هستيد؟*۰۰شادوشنگول
. البته با دغدغه های تمام انسان ها ولی بسيار احساساتی درعينحال در منزل بازيگوش
. دربين افراد محله خجالتی که با کوچکترين بی مهری وبی اعتنايی دلگيرمی شوم و بيشتر دوست دارم ارتباط صميمانه با همه داشته باشم
.*
رابطه ات با ورزش چگونه است؟*
۰۰ به دليل مشغله فراوانی که دارم باور کنيد فرصت ورزش کردن برايم کم است
.اما صبح ها هميشه نرمش می کنم و ورزش صبحگاهی انجام می دهم
.*
از چه چيزی در زندگی پشيمان هستيد؟*
۰۰
اين که کاش زودتر از اين ها می توانستم برای بچه ها برنامه اجراکنم ولی خب تقدير چنين بوده،باز هم دير نشده
.حالا بايد فکر کنم که از اين فرصتبدست آمده چگونه در بهتر خدمت کردن به کودکان استفاده کنم
.*
شنيده ايم که صدای خوبی داريد نمی خواهيد در زمينه موسيقیهم فعاليت کنيد؟
*
۰۰
شما لطف داريد. باور کنيد خواننده نيستم ولی سعی می کنم با همان لحنگفتاری ام دربرنامه برای بچه ها سرود و ترانه اجرا کنم
. که به نوعی بر فضایشاد برنامه اضافه شود
. در ضمن هر کسی را بهرکاری ساخته اند ما را چه بهخوانندگی
!*
خوشبختی چيست؟*
۰۰
از نظر من خوشبختی يعنی،تن سالم،خانواده سالم،روح سالم و داشتن همهاينها يعنی خوشبختی
.*
به غير از مجری گری چه فعاليتی داريد؟*
۰۰در راديو نيز فعاليت دارم
.بازيگری صدا انجام می دهم و در زمينه نوشتنهم کم و بيش فعاليت دارم
.*
اولين کار هنری شما چه بود؟*
۰۰ بازی در يک مجموعه طنز به نام راديو بی طرف که نقش کوتاه و مختصر بود
.پس از آن در گروه کودک و نوجوان در برنامه يکی و تکی ظاهر شدم که پس
از مدتی تورنگ و پورنگ را برای همين شبکه و گروه توليد کزديم
.*
يک هنرمند با توجه به شرايط وعرف جامعه بايد چگونه رفتار کند؟*
۰۰
من معتقدم يک هنرمند ضمن رعايت عرف و ارزش های اجتماعی بايد بهگونه ای رفتار کند که مخاطب را دچار تضاد در رفتارهايش نسازد
. يا به عبارتی نوعاجرای او با شيوه های جذاب و متنوع می تواند بسيار آزادانه ودر عين حال
استاندارد در چارچوب شرايط اجتماعی باشد که در خلارج از محيط کار هم تضادی
به وجود نيايد
.*
تا چه حد جاه طلب هستيد؟*
۰۰
از جاه طلبی متنفرم. دوست دارم سرجای خودم قرار بگيرم. در کنار بچه هایمعصوم و با محبت،که بهترين جای امن برای من در دنياست
.چقدر به نظم و برنامه ريزی اهميت می دهيد؟
*
۰۰ خيلي
.اگر برنامه ريزی نباشد حداقل برای من که سرم شلوغ است،اصلا نمی توانم زندگی کنم
. نظم و برنامه مهمترين فاکتوردرزندگی هر انسان بايد باشد
.*
بهترين خاطره از برخورد مردم؟*
۰۰هر برخورد من با مردم برايم خاطره انگيز است
. نگاه های محبت آميز،تبسم هایزيبا و تشکر مردم به ويژه فرزندانی که همراه خانواده های خود به هنگام ديدن من
با خوشحالی از آنان جدا شده و به سرعت خود را به آغوش من می اندازند
ووالدين آن ها با ديدن اين صحنه،شگفت زده و مات می شوند و در نهايت
با کلی شادی و خنده از يکديگر جدا می شويم
.*
از اجراهای زنده ای که داشته ايد بگوييد؟*
۰۰
کار اجرای زنده را در راديو تجربه کرده ام، مثل برنامه های عصر جمعه باراديو گلستان، چهار سو و ويژه برنامه های مناسبتی و در تلويزيون هم اولين
اجرای زنده را در برنامه باز باران انجام دادم که اختصاص به مسايل تحصيلی
و دانش آموزان است
.*
احساسات خود را چگونه بيان می کنيد؟*
۰۰ با جملاتی که از اعماق قلبم بر می خيزد و با نگاهی که گويا تمام احساسم
می باشد و با خنده ای که می تواند احساسم را تعريف کند
.*
شخصيت جاودانه تاريخ در ذهن شما کيست؟*
۰۰حضرت علی
(ع). غلام او هستم و هميشه می گويم يا علی.*
نقطه عطف خواسته های شما چيست؟*۰۰زندگی آرام همراه با عشق و شادی و ماندگاری در اذهان مردم
.*
اوقات فراغت شما چگونه می گذرد؟*
۰۰با مطالعه،موسيقی آرام و ترجيحا لايت
. گردش با دوستان و تفريح و بعضیاوقات هم روزها در خانه به مادرم کمک می کنم
.*
کدام مجری و کدام گوينده را دوست داريد؟*
۰۰ نظر من فقط شخصی و در حد اطلاعات خودم است
. برايم انتخاب مجری وگوينده سخت است
.اما در بين مجريان تلويزيون آقای درستکار مجری تهران ۲۰ رادوست دارم
ودربين گويندگان راديو آقای نصرالله اکبری را که بسيار مهربان و خوش صدا است
.دربين خانم ها هم در تلويزيون خانم رضايی و در راديو خانم مهرافزا
.*
بدترين خاطره زندگی شما؟*
۰۰ فاجعه زلزله بم که بچه های معصوم و بی گناه والدين خود را از دست داده و
آسيب های زيادی ديدند.
*
الگوی خاصی در اجرای برنامه داريد؟*
۰۰ نه، من سعی کردم خودم باشم و برای همين بيشتر به فکر ارايه سبکی برای
خودم هستم،نه الگو برداری از کسی
.*
راز موفقيت خود را در چه می دانيد؟*
۰۰عنايت خدای مهربان و اگر تعريف نباشد صداقت و صراحت کلام و باور کردن مخاطب
و باور داشتن آن چه که بر زبانم جاری می شود
.*
بيشتر چه کتاب هايی می خوانيد؟*
۰۰روانشناسی،رمان و بعضی اوقات کتاب شعر
.*
جديدترين کاستی که شنيديد؟*
۰۰کاست آقای افتخاری
*
آ خرين فيلمی که ديديد؟*
۰۰فيلم ترسناک آخرين
*
بهترين شاعر؟*
۰۰شکوه قاسم نيا،جعفر ابراهيمی
.*
بهترين روز زندگی؟*
۰۰جمعه
*
بهترين دوست؟*۰۰
مادر*
بهترين کتاب؟*
۰۰قرآن
*
بهترين تيم ورزشی؟*
۰۰استقلال و پرسپوليس با هم
.*
بهترين بازيگران ايران؟*۰۰ پرويز پرستويی، ثريا قاسمی
.*
بهترين کارگردان و فيلم؟*
۰۰رنگ خدا و مسعود کيميايی
.*
بهترين هديه ؟*
۰۰لبخند
*
بهترين خواننده؟*۰۰ اصفهانی و عصار
*
بهترين ماشين؟*
موسو
اميدوارم خوشتون بياد.اينو نوشتم تا تنوعی ايجاد بشه.شايد تکراری باشه ولی بعضی ها هنوز اين مصاحبه رو نخوندند.
شيما جان ممنونم و اميدوارم هميشه شاد باشی و گل خنده بر روی لبهات.
بچه های تهران هم که اين چند روز تعطيل بودند ولی آلودگی هوا خيلی اذيتشون می کنه.اميدوارم زود آلودگی تموم بشه تا به هيچ بچه ای آسيب نرسه.
همتون رو دوست دارم و خيلی دلم براتون تنگ می شه.اميدوارم زودتر بتونم برگردم پيشتون و متن های خوشکل براتون بنويسم.
عموجون خيلی دلم براتون تنگ شده و از اين به بعد بيشتر می شه.چون نمی تونم مثل قبل براتون بنويسم.خاله عسل شما هم همين طور ولی قول می دم وقتی برگشتم حتما بنويسم.
دست علی يارتون خدانگهدارتون
به نام خداوندی که پرواز را آفريد:
عجب رسميه،رسم زمونه قصه برگ و باد خزونه
می رن آدما،از اونا فقط خاطره هاشون،به جا می مونه
سلام.سلامی به زيبايی پرواز.سلامی به زيبايی شهادت و سلامی به زيبايی پرکشيدن و به آسمان زيبای الهی رفتن.
ساعت ۱۴ بود.هواپيمای c_130 در راه رفتن به چابهار بود.خلبان احساس خطر کرد و متوجه نقص فنی شد و در يک محيط بين چند ساختمان ۱۰ طبقه در حال فرود بود.به زمين که گرفت،آتش گرفت.بالش به طبقه اول ساختمان ۸ طبقه ای خورد و...
هنوز باور نمی کنم.چند روز قبول حميدرضا خيرخواه در حال اجرا بود و حال خبر پرواز او را شنيديم.
آنها برای ما درحال تلاش بودند.تا چند روز قبل تيترهای روزنامه ها و همه خبرها را از رسانه ها به ما اطلاع می دادند اما حال تيتر روزنامه ها خودشان هستند.آنها که آرزوی شهادت داشتند.
آنها رفتند.اما ياد و خاطرشان در قلب ما خواهد ماند.آنها رفتند.آنها رفتند و به آرزوهای بزرگشان رسيدند.
**************************************************************
دوستای عزيزم ممنونم برای اينکه اين مدت که نبودم،بهم سر زديد و خوشحالم کرديد و ممنون از اينکه پيشنهاد می ديد و يا انتقاد می کنيد.منتظر ديگر نظراتتون هستم.
درگذشت اين عزيزان را به همه شما دوستان مهربانم، همه کسانی که در صدا و سيما و يا نيروی هوايی مشغول به کارند و خانواده های گراميشون تسليت عرض می کنم.
اميدوارم خداوند به آنها صبر دهد و روح آنها را شاد سازد.برای شادی روح اين شهدا سه صلوات با هم می فرستيم:
اَللهم صَلّی عَلی مُحَمَّد وَ آلِه مُحَمَّد
اَللهم صَلّی عَلی مُحَمَّد وَ آلِه مُحَمَّد
اَللهم صَلّی عَلی مُحَمَّد وَ آلِه مُحَمَّد
دوستای عزيزم ببخشيد بابت اينکه يه مدت نبودم.به خدا امتحاناتم اين هفته شروع می شه و نمی تونم مثل قبل در خدمتتون باشم.انشاءالله فردا در وبلاگ مراسمی برای دوست عزيزمون عسل انصاری برگزار می کنيم و برای شادی روحشون دعا می کنيم.
همچنين درگذشت يکی از هنرمندان خوب کشورمون آقای منوچهر نوذری رو به خانواده صدا وسيما و خانواده عزيزشون تسليت عرض می کنم.
براتون آرزوی موفقيت می کنم.خيلی دوستتون دارم.مواظب خودتون باشید.
دست علی يارتون خدانگهدارتون
به نام خدای مهربون:
دوستای گل من سلام.عموی خوبم سلام.
بچه ها امروز جمعه هست.يه روز قشنگ.همه بچه ها اين روز رو دوست دارند.منم مثل بقيه بچه ها.
اول بايد از فرناز خانوم و ايرسا جان معذرت بخوام که دير تولدشونو تبريک گفتم.ولی بازم تبريک می گم.تولد قشنگشون رو.
يه تشکر هم بکنم از يه فرد که نمی شناسمشون ولی برای وبلاگ فاطيما خانوم تبليغ می کنه.خيلی ازشون ممنونم.
www.fatima-baharmast.blogfa.com
اين وبلاگ ماله خود فاطيما بهارمست هست.پس حتما سر بزنيد و نظر بديد.فاطيما همه نظرهای قشنگ شما رو می خونه.
اين وبلاگ هم ماله خانه فرهنگ نيمرخ هست.درسته من يا پريناز آپديتش می کنيم ولی متن ها با کمک نيمرخ تهيه و تنظيم می شه.
www.dareghandoon.persianblog.com
اين وبلاگ رو هم که همه می دونيد ماله اون پروژه بود که به دست عمو رسيد و از اين بابت خيلی خوشحالم.کاربری و رمز هم در اختيار عمو هست.می تونه آپديت کنه.
راستی ديديد عمو توی برنامه گفت فسا؟جمله ها اينجوريه:
من می خوام برم فسا.از قضا برم فسا.فسا يکی از شهرهای قشنگ استان فارسه.
من که خيلی خوشحال شدم.خيلی زياد.از عمو خيلی خيلی خيلی ممنونم.
دنيز جان اميدوارم کار گروهيمون با انسيه خانوم به خوبی به پايان برسه و اثر داشته باشه و بتونيم کاری بکنيم.
امروز هم آپديت کردم.اگه دير به دير شد،ناراحت نشيد.درسها سنگينه و من نمی تونم زود به زود بيام.معلوم نيست هفته ديگه آپديت کنم يا نه ولی خب اين هفته اومدم پيشتون و قول می دم روزهايی که وقتم باز تره،بيام پيشتون و براتون بنويسم.
خاله عسل يه سری متن هست که می فرستم.اميدوارم منظورتون همونا باشه.
روز جمعه خوبی داشته باشيد.مواظب خودتون باشيد.
***دست علی يارتون**********خدانگهدارتون**********دعا نره از يادتون***
به نام خدای مهربون:
دوستای خوبم سلام.سلام بعد از يه هفته و چند روز.
سلام به عمو هم می کنم و اميدوارم هميشه موفق باشند.
ببخشيد ديگه.يه هفته هم نبودم ولی واقعا وقتی اومدم،پيام هاتون خيلی زياد بود و واقعا خيلی خوشحال شدم و ممنونم از اينکه وبلاگمو تنها نگذاشتيد.
روز يکشنبه توی مدرسه ما جشن کتاب برگزار شد و از طرف آموزش و پرورش اومده بودند و آقای فرماندار و همراهاشون اومدند.خيلی خوش گذشت.
دوشنبه که تعطيل بوديم.سه شنبه مانور زلزله بود.نمی دونيد چقدر خوش گذشت. عالی بود.من شده بودم مجروح.از آتش نشانی هم اومده بودند و آتش بزرگی رو برپا کردند و کلی چيزای جالب بهمون نشون دادند.من که برای مجروح بودنم اصلا چشمامو باز نکردم.نفهميدم چی شد.فقط بالای سرم بچه ها صحبت می کردند و خانم معلما هم اومده بودند.وقتی چشمامو باز کردم، ديدم همه مجروح ها رو دور هم جمع کردند.بعد معلم هلال احمرمون و خانم مدير اومدند و گفتند:ناظمی خيلی خوب کار کردی.آفرين.خيلی طبيعی بود.بعد ديدم محدثه هم مجروح شده.خيلی جالب بود.
چهارشنبه من و پريناز از طرف مدرسه به پژوهشسرای فسا رفتيم.امروز هم پنجشنبه هست و اومدم تا برای شما متن های خوب بنويسم.
يه نفر انتقاد کرده بودند از اينکه چرا از خاله عسل و خاله نگار تعريف می کنم؟ جوابم اينه: آخه اونا خيلی به من محبت کردند و من وظيفه دارم ازشون تشکر کنم.الان بازهم ازشون تشکر می کنم.
امروز که اومدم،بعد از اينکه بيشتر آفلاين هامو خوندم،صفحه بسته شد و نتونستم بقيه رو ببينم ولی از همه اونايی که آفلاين گذاشتند، ممنونم.
فاطيما خانوم بهارمست ممنونم که برام ايميل زدی و باعث شدی آرزوی يکی از دوستام برآورده بشه.
خاله عسل چشم.سعی می کنم تا جايی که بتونم،براتون بفرستم ولی هنوز کامل منظورتون رو متوجه نشدم.
اسما خانوم گل که خيلی مهربونی ممنونم از محبت هات.
ننه مليحه نه به خدا فراموشتون نکردم.هروقت می آم حتما وبلاگتون رو می بينم ولی به خدا وقتم کمه.برای همين گاهی نمی تونم برای همه بنويسم.
ريحانه جون آپديت جديدتو ديدم.ممنونم به خاطر لطفت نسبت به من.برات آرزوی موفقيت می کنم.
رشا جان وبلاگت خيلی قشنگه و هميشه بهش سر می زنم.اميدوارم کريسمس بهت خوش بگذره.
شيما جان ممنون که نظرتو گفتی عزيزم.
پريسا جان عزيزم منم دلم برای همه دوستای گلم تنگ می شه.
معصومه جان برای من هم باعث افتخاره که از پوسترهای قشنگ شما استفاده کنم.
خب بچه ها بازم می گم به وبلاگ هامون سر بزنيد.وبلاگ من و عمو،من و عمو و من و نيمرخ که لينکش در کنار صفحه هست رو ببينيد.
دوستتون دارم.مواظب خودتون باشيد.
دست علی يارتون خدانگهدارتون
به نام خدای مهربون:
دوستای گل من و عمويی خوبم و خاله عسل و خاله نگار و فاطيما خانوم مهربون سلام:
امروز دوباره آپديت می کنم چون ديگه تا هفت ديگه نمی تونم بيام و چو نامروز تعطيل بوديم، گفتم بيشتر سر بزنم.
اول اومدم درباره موضوع مهمی صحبت کنم باهاتون.يکی از دوستای خوب من و مشا به من پيشنهاد داد که هر ماه ۲ بار يا يه بار جشن بگيريم.من ازش پرسيدم: خب برای چی؟ گفت که به خاطر اينکه بچه ها شاد بشند.من گفتم: من بعد بهت نتيجه رو اطلاع می دم.امروز ايشون اومدند و من بعد از چند مدت فکر کردن، به اين نتيجه رسيدم که اين کار امکان پذير نيست.اول اينکه ما هممون درس داريم و وقت نداريم، دوم اينکه مناسبت مهمی وجود نداره و اگه وجود داشته باشه من اطلاع ندارم و سوم اينکه من خودم واقعا نمی تونم برگزار کنم و با اين تصميم موافقت نکردم.
بچه ها برای وبلاگ عمو و خاله نگار که ما جشن گرفتيم، به اين دليل بود که اونا خيلی کارای مهمی برای ما کاردند و واقعا برامون مهمند و من تا جايی که تونستم سعی کردم جشن رو اونقدر بزرگ برگزار کنم که حداقل بتونيم جبران کمی از زحماتشون رو بکنيم ولی فکر کنم اگه ما بزرگترين جشن ها رو هم بگيريم، هيچ وقت نمی تونيم جبران کنيم چون اونا کارای خيلی بزرگی بای ما کردن.
برای همين ما برای اونا ارزش زيادی قائل هستيم.از اون دوست عزيز هم معذرت می خوام که پيشنهادشو رد کردم.انشاءالله سعی می کنيم اگه احيانا مناسبت مهمی پيش اومد حتما جشن بگيريم.
خب بچه ها ممنونم.اميدوارم اين روزها که نيستم به وبلاگم سر بزيند و تنهاش نذاريد چون نمی خوام تنها باشه.به وبلاگ های :
www.dareghandoon.persianblog.com (نگاه های منتظر برای عمو)
www.fatima-baharmast.blogfa.com (فاطيمای مهربون برای فاطيما)
www.dareghandoon.blogfa.com (نگاه های منتظر برای نيمرخ)
سر بزنيد.چون ممکنه اونا هم تنها بمونند.
فاطيما خانوم بهارمست ، دوست عزيزم ممنونم به خاطر ايميل هات و اينکه کمک می کنی تا وبلاگمون قشنگ تر آپديت بشه ممنونم ازت و اميدوارم بازم برام متنهای خوشکل بفرستی.
از خانه فرهنگ نيمرخ به خاطر ايميل هاشو و لطفی که نسبت به من دارند، ممنونم و انشاءالله در اولين فرصت وبلاگشون رو آپديت می کنم و انشاءالله منتظر آپديتشون هستم.
خاله عسل اگه پيغام منو می خونی، بچه ها هيچ خبری از شما ندارند و همه دلشون برای شما تنگ شده.اگه می شه زودتر برگرديد.
عموجون به منم سر بزنيد.انشاءالله سرماخوردگيتون زودتر خوب می شه و شاد و پرانرژی می آييد و برامون برنامه های خوشکل اجرا می کنيد.
خاله نگار عزيزم منتظريم که دوباره بتونيم شما رو از جعبه جادو به همراه تربچه ببينيم.
دوستای گلم دلم براتون خيلی تنگ می شه ولی قول می دم زود زود بهتون سر بزنم و وبلاگمو خيلی قشنگ با متن ها و عکسای خوشکل کنم.شما هم قول بديد تنهاش نذاريد.مواظب خودتون باشيد.اگه روزی تونستيد عمو يا خاله عسل رو ببينيد،بهشون بگيد زهراناظمی سلام رسوند و گفت که خيلی دوستتون داره و دلش براتون تنگ شده.
همتون رو دوست دارم.مواظب خودتون بايد.
***دست علی يارتون*** خدانگهدارتون*** دعا نره از يادتون***
به نام خدای مهربون؛ خدايی که نعمت سلامتی رو به ما داد.
دوستای خوب و عزيز من و عمويی خوب و عزيز و مهربون و نازنينم سلام:
بچه ها ما امروز تعطيليم.خيلی خوشحالم.البته از يه جهت بايد از شما عذر خواهی کنم و بگگم از اين به بعد فقط روزهای پنجشنبه و جمعه می آم و اين هفته هم به جای پنجشنيه و جمعه امروز و ديروز اومدم.
واقعا ببخشيد.فشار درسا اونقدر زياده که واقعا نمی تونم هرروز آپديت کنم و به همه سر بزنم.
خب امروز چند تا عکس براتون می ذارم:
خوشتون اومد؟ اميدوارم لذت برده باشيد.
خب بچه ها خيلی زياد نمی نويسم.فقط بم خيلی خيلی خيلی خيلی دوستتون دارم.
عموجون به من هم سر بزنيد، خاله عسل خواهش می کنم زودتر برگرديد و خاله نگار بيايد پيشم.
دست علی يارتون خدانگهدارتون