![]() ![]() |
به نام خدای مهربون:
دوستای گلم و عمويی خوبم که هميشه منو راهنمايی می کنه، سلام.
اول از همه بايد جواب سوال زهراجون رو بدم.زهراجون کی گفته که من شما رو دوست خودم نمی دونم؟ شما يکی از دوستای خيلی خيلی خيلی مهربون من هستی.
و اما موضوعات هميشگی:
بچه ها تاحالا چند تا کتاب خونديد؟
من کلی کتاب خوندم .بهترين کتابی که تا حالا خوندم، دانستنيهای علم، فانوس آسمان، شنل قرمزی، سيندرلا، شازده کوچولو و هفده داستان کوتاه کوتاه هست. کتاب يه دوست خيلی خيلی خوب و مهربونه که خيلی چيزای خوب به ما ياد می ده. ما به وسيله کتاب می تونيم به روياها سفر کنيم.جايی که مثلا دروغ نگفتن رو ياد می گيريم.مثل چوپان دروغگو.يا مثلا اينکه در رو روی کسی باز نکنيم.مثل شنگول و منگول و حبه انگور.
من يار مهربانم دانا و خوش بيانم
گويم سخن فراوان با آنکه بی زبانم
پندت دهم فراوان من يار پند دانم
من دوستی هنرمند با سود وبی زيانم
از من مباش غافل من يار پند دانم
اما به جز کتاب ما می تونيم از طريق رسانه های مختلف هم چيزهای خوبی ياد بگيريم.بچه ها خيلی خوبه که از اين به بعد ما توی وبلاگ هامون هر روزی که آپديت کرديم يه قسمت قرار بديم به اسم معرفی کتاب که بچه هايی که می آن اينجا،بتونن کتاب هايی که در گروه سنی خودشون هست رو بخرن يا مثلا معرفی مجلات کودک و نوجوان.از امروز من اين کار رو شروع می کنم.شما هم سعی کنيد ازش استفاده کنيد.خب؟
معرفی کتاب:
نام کتاب نويسنده برای
خبرنگاری و خبرنويسی يونس شکرخواه خبرنگاران
خبرنويسی اکبرنصراللهی خبرنويسان
هفده داستان کوتاه کوتاه نويسندگان ناشناس همه گروه سنی
معرفی مجلات:
دوست،بچه ها گل آقا،سروش کودکان،کيهان بچه ها
اما تشکر:
زهرا جون ممنونم که هميشه به وبلاگم سر می زنی.
سميرا خانوم و زهرا خانوم فهيمی خوشحالم که بازم به وبلاگم سر زديد.ممنون.
اسما خانوم گل که هميشه می آد و پيشم و منو خوشحال می کنه.نمی دونم اما
کاش برام ايميل هم می زدی.ممنون می شم.اميدوارم هميشه موفق باشی.
تشکرهای ويژه:
عموجون خيلی خيلی ممنونم که منو راهنمايی کرديد.نمی دونستم چيکار کنم.از طرفی بچه ها که واقعا نمی دونم چطوری ازشون تشکر کنم.از طرفی هم مشکلی که از طرف نوشته می شد و من عصبانی بودم.خصوصا انسيه جون.اما شما اومديد و منو راهنمايی کرديد و منم بچه اه رو راضی کردم که من اونا رو ننوشته بودم.هنوز هم اين مشکل رو دارم.اميدوارم هرچی زودتر برطرف بشه.امتحاناتم هم برنامه ريزی دارم و خوشبختانه تا حالا همگی ۲۰ شده.
امروز سعی کردم متفاوت بنويسم.می خواستم يه داستان هم بنويسم.اما پشيمون شدم.امتحاناتم به همين زودی ها تموم می شه و سعی می کنم بيشتر بنويسم.البته اگه وقت کنم.چون کلی مشق داريم.امتحان هم که داريم.بيشتر آخر هفه ها می آم.البته اونم يه ذره سخته ولی خب با يه برنامه ريزی دقيق می شه همه کارامو انجام بدم.
سعی می کنم از اين به بعد مطالبم آموزنده باشه.البه من از همه شما کوچکترم و نمی تونم چيز زيادی بگم.اما همين که من می رم درباره موضوعات وبلاگم کتاب می خونم و يا از بزگرترها میپرسم، می تونه چيزای مفيدی رو به خودم ياد بده.
بچه ها سعی کنيد وقتی که کاری نداريد انجام بديد، درساتون کمتره، حتما کتاب بخوند.من که اين کار رو می کنم.نقاشی کشيدن هم فراموش نشه.من خودم هرروز کتاب می خونم و نقاشی هم می کشم.
اميدوارم همتون موفق باشيد و شاد.دعا برای شفای همه بيماران فراموش نشه.
دست علی يارتون خدانگهدارتون دعا نره از يادتون
به نام خدای خوب و مهربون:
سلام سلام سلام سلام سلام.صدتا سلام.نه اصلا ۱۰۰۰ تا سلام.
سلام ويژه به همه همه همه بچه های مهربون دنيا.
سلام ويژه تر به عمويی كه زحمت كشيد و اومد.
سلام به همه شمايی كه اومديد تا توی جشن امروز وبلاگ من شركت كنيد.
اما عيد بزرگيه.
عيد ولايت ، عيد امامت و عيد بزرگ همه شيعيان.
هركه من مولای اويم اين علی مولای اوست
قرار بود وبلاگ بسته بشه.اما نشد.دليلش اينه كه عمو اومد و پيغام گذاشت و منو
راهنمايی كرد و منم متوجه شدم كه نبايد وبلاگمو ببندم.
خيلی خوشحالم.
عموجون ممنون.
از همه شما دوستای گلم از جمله:
اسما جان،رشا جان،حشمت خانوم،نسيم جان،كوثر جان،عاطفه عزيزم،سپيده خانوم، پريسا جان،سحر عزيزم،دريا جون و سميرا جون،خاله عسل عزيزم،كتايون خانوم،لادن جان،عارفه جان،انسيه جان،ستاره خانوم،حلما جان،كوثر مهربونم،ايرسای عزيز،فائزه مهربون،مهسای عزيز،معصومه خوشكلم،زهرا ميرزابيگی عزيز،يگانه جان و ...
اصلا باورم نمی شد كه عمو وقتشو بذاره تا بخواد بياد اينجا.ممنونم عموی خوبم.
البته لطمه كه وارد نمی كنه چون من آخر هفته ها می آم سر می زنم و امتحاناتمون
هم زود تموم می شه و آخر هفته ها هم وقتمو تقسيم می كنم.
خدارو شكر كه انسيه جان و بچه هايی كه ناراحت شده بودند، متوجه شدند كه كار من نبوده.
عيد سعيد غدير خم بر همه شيعيان جهان مبارك باد.
مَنْ كُنْتُ مَولاه فَعَليُ مولاه
هركس من مولای اويم اين علی مولای اوست
در چنين روزی در غدير خم حضرت محمد (ص)، حضرت علی (ع) رو به جانشينی خود
انتخاب می كنند.اين بزرگترين عيدمسلمانان هست.
دقيقا سال پيش در چنين روزی آخرين آفلاينی بود كه توسط عمو فرستاده شد و بعد از اون...
خب اما امروز تولد خيلی از بچه ها هم هست.نه امروز بلكه اين ايام.مثل پريناز،مثل
حلما خانوم،مثل دوستم معصومه و مثل خيلی ديگه از بچه های مهربون.
گل و گل و گل گل گلكه چه خوشكل و بانمكه
تولدش مباركه مباركه مباركه.
ما بين خودمون چندتا سيده عزيز داريم.مثل مينا خانوم و فاطمه جان.امروز بايد ازشون
عيدی بگيريم.ما خانم معلممون سيده هستند برامون هديه خريدند.
من كه امروز هديمو از عمو گرفتم.همين كه اومدند به وبلاگم بهترين هديه بود.
يه تبريك به عموپورنگ مهربون،دايی احسان و دايی غلامعلی عزيز و به خاله عسل،خاله نگار و خاله سميرا، به فاطيمای مهربون(فاطيما بهارمست)،به دختر خاله های گلم سوده و زينب و دختر دايی عزيزم مهسا،به عموی عزيزم عمو ساسان و همه بزرگترهای مهربون.
هیچ وقت فکر نمی کردم دوستای به این مهربونی دارم که وقتی بخوام وبلاگمو ببیندم،اینقدر بیان پیشم و منو یاری کنن.ممنونم بچه ها و عمو که اومد و مارو راهنمایی کرد.
راستی امروز رشا رو توی جام جم ببينيد.
بازم ممنون از عموپورنگ مهربون.عموجون ممنون.
خب اميدوارم امروز به همه شما دوستای گلم خوش بگذره و از اين عيد بزرگ استفاده كنيد.اين عيد رو به همه شما و خانواده های خوبتون تبريك می گم.
دست علی يارتون خدانگهدارتون دعا نره از يادتون
به نام خدای مهربون:
دوستای گلم سلام.بچه های خوب ايران، بچه هايی که در شمال و جنوب و شرق و غرب ايران زندگی می کنيد و بچه هاييی که در خارج از کشور هستيد و عموی گلم سلام:
خسته نباشيد.اميدوارم بهتون خوش گذشته باشه.خصوصا امروز که بعضی مدارس تعطيل بودند و بعضی ها مثل ما امتحان ندادند.
اين هفته به اندازه کافی ناراحت بودم.نمی دونم هدف بعضی ها چيه و چرا می خوان ما رو اذيت کنن؟
با دريا و پريناز و داداشم امين مشورت کردم.
نتيجه ها متفاوت بود.يکی می گفت وبلاگتو ببند.يکی می گفت اصلا يه مدت سر نزن.يکی می گفت ديگه ننويس و خلاصه هرکس يه نظر داشت.
سعی کردم قضيه رو به عمو نگم ولی ممکنه بياد و وبلاگ رو بخونه.عمو جون خواهش می کنم منو راهنمايی کنيد.بالاخره من بايد چيکار کنم؟


الان حق رو دارم به عمو و نيلوفر می دم.حق داشتند.واقعا... فکر نمی کردم اين مشکلات هم وبلاگ نويسی داشته باشه.خب آخه الان کسی نيست که بياد اينجا و بگه من بايد چيکار کنم؟ کاش عمو بود.اون موقع اينجوری نمی شد.
عسل جات خاليه.اگه عسل بود چقدر ناراحت می شد؟دلم برای عسل خيلی تنگ شده.کسی نمی تونست نه جای عمو، نه من و نه بچه های ديگه بنويسه.
اين چه قانونيه؟ چرا هميشه بايد عده ای باشن که به بقيه ظلم کنن و عده ای باشن که مظلوم باشن؟
مگه من چيکار کردم که ۱۲ سالمه؟حالا بايد اينجوری بچه ها بدون اينکه مطمئن شن آيا من کاری کردم يا نه می آن داد می زنن و توهين می کنن؟حالا که ۱۲ سالمه بايد هرکسی هرکاری دلش خواست بکنه و هرطوری که دوست داشت منو اذيت کنه؟
اگه اون کسی که جای من نوشته وبلاگمو می خونه، من نمی دونم شما کی هستيد و هدفتون چيه اما بدونيد که من دوستامو خيلی دوست دارم.عمويی رو خيلی دوست دارم و نمی خوام شما با حرفای بدتون اونا رو آزار بديد.
از همگی معذرت می خوام.از روز سه شنبه واقعا فکرم مشغول شد.به خاطر اين جريان.اميدوارم منو ببخشيد ولی معلوم نيست اين وبلاگ بمونه يا حذف بشه.تا زمانی که يکی بتونه به من بگه چيکار کنم؟ خصوصا عمو.چون احساس می کنم الان به راهنمايی هاش خيلی نياز دارم.


اما تولد وبلاگ فاطيما خانوم بهارمست البته وب ايشون مبارک و ممنونم که بالاخره خواسته ی ما رو برآورده کرد و وب رو ساخت:
مطلب بعد از شما دوستای گلم که دلگرمم می کنيد ممنونم خصوصا از شيما و پريسا و دريا و سپيده جون که جواب ايميلشو در اولين فرصت می دم.
ممنون عمويی خوبم به خاطر برنامه هاتون.منتظر راهنمايی هاتون هستم.
دست علی يارتون خدانگهدارتون
فقط اومدم بگم که یه نفر داره جای من برای شما می نویسه.من نمی دونم کیه ولی حرفایی به انسیه و آقای دامون زده بود.خواهش می کنم اگه بازم اینجوری شد به من اطلاع بدید چون وضع داره هرروز بدتر می شه و من از انسیه و دریا و آقای دامون معذرت می خوام و امیدوارم که منو ببخشید.
من اونی که فکر می کنید نیستم.من یه دختر کوچک ۱۲ ساله هستم که یه قلب پاک و بی ریا دارم و دوست ندارم کسی ازم ناراحت بشه.من نمی دونم برای چی اون فرد داره جای من می نویسه ولی شاید هدفش این باشه که دوستای منو ازم بگیره.
من دوستامو دوست دارم.من اونا رو به خاطر خودشون دوست دارم نه به خاطر شغل یا معروفیتی که دارند.من با فاطیما به خاطر مجری بودنش دوست نیستم یا عمو رو به خاطر معروفیتش دوست ندارم.من اونا رو به خاطر خودشون دوست دارم.حتی شما رو .
انسیه جان و دریا جان و آقای دامون من از صمیم قلبم از شما معذرت می خوام و امیدوارم بتونم جبران کنم.
اگه شما بخواید من وبلاگمو برای همیشه می بندم.برای اینکه داره هم به خودم توهین می شه و هم به دوستام و هم عمو.من نمی خوام زهراناظمی رو یه آدم حسود و بداخلاق ببینید.زهراناظمی رو دوست دارم با همون مهربونی و محبت های خودش ببینید.شما بگید.اگه قرار بر ادامه اون نوشتن ها از طرف من باشه من وبلاگمو برای همیشه می بندم برای همیشه همیشه
یاعلی خدانگهدار
عيد سعيد قربان را به شما دوستای گلم و عموی
مهربونم و همه بزرگترهای مهربون تبريک می گم.
به نام خدای خوب و بخشنده و مهربون:
سلام سلام بچه ها گلای باغ فردا
سلام سلام عموجون عموجون مهربون
سلام سلام خاله جون خاله عسل مهربون
و سلام به همه کسانی که اومدند به وبلاگ کوچولوی من.
خيلی دلم براتون تنگ شده بود و امروز که مدرسه ما تعطيل بود،گفتم بهتون سر بزنم.
اين يه هفته کلی پيغام داشتم و درباره اميرمحمد پرسيده بوديد.
بچه ها من زياد اطلاع ندارم و نمی تونم سنشو به شما بگم چون مطمئن نيستم ولی
می دونم اسمش اميرمحمد متقيان هست.همينو اطمينان دارم.بقيه چيزايی که می
دونم بايد بيشتر روش تحقيق کنم تا بتونم درست به شما بگم.
اما اما اما!!!!! بچه ها من اين هفته دوره خبرنگاری داشتم و دوره تموم شد و من شدم
خبرنگار.بقيه خبرا رو بعدا بهتون می گم ولی فقط بگم که خبرنگارم.
ساعت مچی عمويی هم بهم رسيد و الان در دستمه.يه ساعت مچی خوشکل با
عکس عموجون.
ممنونم از نظرهای خوشکل و ناز شما.اما جوابش:
راضيه خانوم مهربون،دختر گل و عزيز که ۶ سالت هم داره می شه، عزيزم ممنون که
اومدی به وبلاگ خودت و نظر دادی ولی قشنگم من عموپورنگ نيستم.اسم من زهرا
هست و فقط ۱۲ سالمه.اما می تونی برای عمو ايميل بزنی عزيزم.
من بچه ها رو خيلی دوست دارم و می خوام هر شغلی که قراره داشته باشم،برای
بچه ها باشه.
راضيه خانوم گل،قربونت برم ايميل عمو: fbehrokh@gmail.com يا
fbehrokh@yahoo.com هست.عزيزم بازم بهم سر بزن.راستی تولدت مبارک.
دريا جون و نسيم گلم ببخشيد به خاطر اينکه مصاحبه رو نگذاشتم آخه وقت تايپشو
ندارم ولی قول می دم بعدا اينو براتون يا ايميل کنم يا بذارم توی وبلاگم.
سميرای عزيزم وبلاگ آقای نجف زاده: www.najafzadeh.ir هست.
سپيده گلم،خوشکلم من جواب رو بالا نوشتم و با نظرت موافقم.امير محمد پسر با
استعداديه ولی گاهی کارای بد می کنه ولی خودش متوجه اشتباهش می شه و
عمو هم بهش می گه و راهنماييش می کنه.
لاله گلم کاش خودتو برام معرفی می کردی عزيزم!
مريم خانوم خوشحالم که بهم سر زدی.بازم پيشم بيا و حتما برام پيغام بذار.
ريحانه گلم از پيغام و ايميلت ممنونم ولی وبلاگتو هرهفته می بينم ولی به خاطر اينکه
پرشين بلاگ صفحش دير باز می شه دير پيغام می ذارم.ببخشيد.
معصومه جان و کتايون جان وبلاگ های خوشکلتون رو ديدم و خيلی خوشم اومد.
دنيز جان اسمتو در اخبار جوانه ها ديدم و فائزه جان اسمتو در سيمای نوجوان ديدم.
خاله عسلم ممنونم و خيلی دلم براتون تنگ شده بود.اندازه تمام دنيا ازتون ممنونم.
بچه ها من يه شعر برای خاله عسل گفتم:
يکی بود يکی نبود زير گنبد کبود
خاله مهربونی بود خاله خوش زبونی بود
اين خاله رنگارنگ با حرفای خيلی قشنگ
اسمش بود خاله عسل شيرين بود مثل عسل
خاله عسل مهربون که شده مهمونمون
ما رو ياری می کنه هدايت و محبت می کنه
می گه آهای بچه ها گلای باغ فردا
بيايد باهم بديم گوش نکنه کنيم فراموش
کارای خوب خوب کنيم نکنه فراموش کنيم
مامان ها و باباها، آی پسرا دخترا!
لبشون رو خندون کنيم مثال در قندون کنيم
عموجون ۲ ماه و نيمه ازتون خبر ندارم.بهم سر بزنيد.دلم براتون خيلی تنگ شده.
اين هفته دومين سالگرد وقوع زلزله بم هم بود.روحشان شاد.
راستی هفته پيش بالاخره تونستم سيستم نظرسنجی و شمارنده رو روی وبلاگم
بذارم.خوبه نه؟ خب نظرتون رو توی نظرسنجی بگيد.خوشحال می شم.کامنت هم
يادتون نره ها!!!!!!!!!!!!!!
بچه ها شما از ببلی خبر نداريد؟ اگه داشتيد به من بگيد.
ممنونم از همه شما به خاطر لطفی که داريد.
مواظب خودتون باشيد.
خيلی دوستتون دارم.
دست علی يارتو ن خدانگهدارتون
سي دي عمو كه پريناز برام از مشهد خريد:
عمو در سروش كودكان:
عمو در خانواده سبز:
خدانگهدار.
نامه ای که از برنامه عمو برام اومد:
عمو در سروش کودکان:
عمو در دنیای تصویر:
عمو در آدینه فسا:
سلام به همه شما دوستای گل و خوب و مهربونم:
امشب ما دو تا مهمون عزیز و خوب داریم.دایی احسان و زن دایی خوبم.خب امشب خیلی بهم خوش می گذره .
برای همتون آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم همیشه شاد و خندون باشید و گل خنده بر روی لباتون.
دوستدارتون زهرا کوچولو که همه آدمای خوب رو دوست داره
به نام خدای بخشنده و مهربون:
بچه های خوب و مهربون ايران زمين، شمايی که در شمال، جنوب، شرق و غرب کشور عزيزمون ايران زندگی می کنيد، اونايی مثل رشا خانوم که ايرانی هستيد ولی در خارج از کشور زندگی می کنيد و کشورتون ايران رو خيلی دوست داريد،عموی خوب و مهربون و عزيزم که همه بچه های دنيا دوستت دارند،خاله عسل مهربون،خاله نگار و خاله سميرای خوشبم سلام:
خسته نباشيد.اميدوارم حالتون خوب باشه.
اول از همه ممنونم از دايی احسان خوب، مهربون، عزيز و نازنينم که توی دنيا تک هست و من خيلی دوستش دارم و هميشه بهم سر ميزنه و وقتشو می ذاره تا مطالب و نوشته های منو بخونه.دايی جون ممنون و اميدوارم هميشه هميشه هميشه شاد و موفق باشيد و هميشه مطالب منو بخونيد.
اما من تابستون درباره مطالب زيادی حرف زدم.اما از شروع مهرماه چون فکرم مشغول درس و مشق و امتحان بود،چيزی به ذهنم نمی اومد که دربارش بنويسم.اما تصميم گرفتم که بازهم وبلاگم رو يه وبلاگی کنم که هم مفيد باشه،هم شاد و هم متنوع.
موضوع امروز ما درباره تلويزيون هست.رسانه ای که همه باهاش آشنايی دارن:
تلویزيون به قول سحرجان پل ارتباطی ما و آدمای مهربونيه که بچه ها رو دوست دارن. اما اين پل ارتباطی رو بايد به خوبی استفاده کرد.مثلا من که ۱۲ سالمه،بايد برنامه هايی رو ببينم که مناسب سنم هست.برنامه های کودک و نوجوان.اما مامان و باباهای ما که بزرگند،بايد برنامه های مربوط به سن خودشون رو ببينند.مثل سريال ها و فيلم های سينمايی.ما بايد در روز فقط ۲ ساعت تلويزيون ببينيم و اونم برنامه های مربوط به خودمون.ما نه بايد خيلی نزديک تلويزيون بشينيم و نه خيلی دور.چون چشم هامون ضعيف می شه.ما از طريق اين جعبه جادو با کارتونهايی مثل تام و جری،پلنگ صورتی،پانی پنگوئن،آتش نشان ها،خانه ما و...ما با آدمای مهربونی هم آشنا شديم. من با آدمای مهربونی مثل عموپورنگ مهربون،خاله نگار عزيزم،خاله سميرای خوبم، خاله سحر خوشکلم،فاطيما خانوم بهارمست،خانه فرهنگ نيمرخ و کلی آدمای خوب ديگه. يه بيت شعر خوشکل که روز کودک و تلويزيون خونده شد:
چند تا رفيق هم زبون من و تو و تلويزيون
ما با تلويزيون دوستيم.جعبه جادو دوست خوب ما هست ولی ما ازش چيزای خوبی ياد می گيريم.
خب بچه ها اميدوارم خوشتون اومده باشه و بتونم از اين به بعد متن های خوشکل تری هم بنويسم اما وقتی که امتحان ندارم.
يه دونه لينک هم می ذارم برای آدم بزرگا که سريال شبهای برره رو خيلی دوست دارن:
http://www.milaadesign.com/barareh.html
به وبلاگ های ديگه مثل فاطيما،نيمرخ و نگاه های منتظر سر بزنيد و نظرتون رو بگيد تا وبلاگ های بهتری ارائه بديم.اما بازم می گم که عمو بهترين عمو و مجری دنيا هست.
دوستتون دارم.مواظب خودتون باشيد.دوستدارتون زهرا کوچولو که همه آدمای مهربون رو دوست داره.
دست علی يارتون خدانگهدارتون
به نام خدای مهربون:
سلام؛ سلام به همه شما دوستای گلم. دوستای گل که هميشه در کنارم هستند و من خيلی دوستشون دارم.سلام به عموی مهربونم که از همه عموها ی دنيا بهتر و مهربونتره و سلام به خاله های مهربون: خاله عسل، خاله نگار و خاله سميرا و سلام به پريسا فرضيايی، ريحانه خانم و عسل خانم.
خوبيد؟خسته نباشيد و اميدوارم روز پنجشنبه خوبی رو شروع کرده باشيد و به پايان برسونيد.
روز دوشنبه که نوبت کلاس ما برای اجرای مراسم صبحگاهی بود،قرار بود من اجرا کنم و مجری باشم.من از روز يکشنبه متنی رو بری خودم آماده کردم البته سعی کردم با همه اونای که تا حالا اجرا کرده بودند، متفاوت باشم.آخه ناراحت بودم از اينکه بچه ها می آنت بالا و از روی يه کاغذ که توش حرفای بزرگ بزرگ نوشته شده، می خونند.من يه متن با لهن کودکانه خودم نوشتم و سعی کردم که شاد باشه.از همه شاد تر.صبح من و دوستم معصومه که به مدرسه رسيديم،فورا رفتم توی کلاس و مطمئن شدم از اينکه همه برنامه هاشونو آوردند.زنگ خورد و دوستم صدری گفت: زود بيا الان بايد برنامه رو شروع کنی.من رفتم بالا و اصلا نترسيدم.به خودم گفتم اگه علاقه من به اجرا و استعدادم قراره شکوفا بشه، الان وقتشه.برگه رو گذاشتم يه جا و خودم بداهه گويی کردم و بچه ها خيلی خوششون اومد.خودم هم همين طور.آخه بدون خوندن از روی متن و يه برنامه شاد بدون هيچ حرفی که بزرگانه باشه، تونسته بودم يه برنامه شاد و متنوع رو ارائه بدم.
بازيگران سريال شبهای برره و متهم گريخت و مجری ورزشی(جواد خيابانی) و چندتا از شاعران و نويسندگان به شهر ما اومدند و مردم مهمان نواز فسا ميزبان مهمانان هنرمند هست.اما کاش عمو هم می اومد!!!! عمو جون ما بچه های فسا منتظريم تا شما يه روز به شهر ما سفر کنيد و ما بتونيم شما رو در شهر خودمون ببينيم.
کتايون جون،انسيه جون،پريسا جون،مونا(ايرسا)جون،فرناز جون،ريحانه و راحله جون،زهرافهيمی عزيز،وحيده خوشکلم،فاطيما جون،شيما جون،سحرجون،رشای عزيزم،زهرا خانوم،زهرا ميرزابيگی مهربون،دريا جون و يگانه جون و.... ببخشيد منو به خاطر اينکه کمتر سر می زنم.به خدا دلم برای همتون تنگ شده و حالا بيشتر عمو رو درک می کنم.اون موقع تعداد دوستام ۵ تا بودند ولی حالا نزديک به ۱۰۰ يا حتی بيشتر هستند و توی موقعيت مدرسه ها و امتحانات نمی تونم به اين همه جواب بدم.ببخشيد منو.
بچه ها برنامه اين هفته روز کودک و تلويزيون خيلی جالب و قشنگ بود.دست عمو و همکاراشون در پخش شبکه اول سيما درد نکنه.اميدوارم هميشه عمو مهمون خونه های همه بچه های ايرانی باشه.
انسيه جون از برنامه عمو برای ساعت مچی بامن تماس گرفتند.برای تو زنگ نزدند؟
فاطمه خانوم من همه عمو رو دوست دارم و وبلاگ قشنگ شما و برادر عزيزتون رو
ديدم.خيلی قشنگه!!!!!
آقای انصاری ممنون که جواب کامنتم رو با وجود سرعت پايين و بازشدن دير صفحه
پيامهای ديگران داديد.
آقا يا خانم ddddddd يا عععععععععععععع کاش يه ذره بهتر انتقاد می کرديد.من سنم کمه و با حرفای شما خيلی ناراحت شدم.من خواستم خوشحاليمو با دوستام تقسيم کنم.عموی خوب من خيلی مهربونه.
امروز می خوام آخر نوشته ام دعا کنم.دعا برای همه:
خدايا! آرزوهای همه بچه های ايرانی رو برآورده کن.کمک کن ما بچه ها هممون هميشه شاد باشيم به ارزوهای رنگينمون برسيم.
خدايا ! مامان و باباها،خواهر و برادرهامون،دايی ها و عموها،خاله ها و عمه ها و همه دوستامون رو در پناه خودت سالم نگه دار.
خدايا! عموی ما خيلی برامون زحمت می کشه.خدايا هميشه سالم و شاد باشه و هميشه پيشمون باشه.خدايا کمک کن که به همه آرزوهاش برسه.
خدايا! ظهور آقا امام زمان (عج) رو نزديک کن.
و خدايا! دوست خوبم عسل،برادر عمو و همه رفتگان رو بيامرز.
همتون رو دوست دارم.خيلی خيلی خيلی خيللی زياد.مواظب خودتون باشيد.حرف
مامان و باباتون رو گوش کنيد.درستون رو خوب بخونيد و خدانگهدار.
دست علی يارتون خدانگهدارتون