![]() ![]() |

















به نام خدای مهربونی که دوستی های ما رو ایجاد کرد..
سلام سلام سلام...
باز آمد بوی مدرسه بوی بازی های راه مدرسه
یه سلام جدید، نو ، با کلی کیف و کتاب و دفتر و مداد به اضافه یه خوشحالی بین همه دانش آموزا.

مدرسه ما داریم می آیم...چقدر کیف می ده...روز اول مدرسه همه معلما می گن که بچه ها بیاین
بازی یا لطیفه بگین یا چیستان یا هرکاری که دوست داشتین بکنین...

یعنی امسال معلم ما کی می شه؟؟؟؟ کی می آد توی کلاسمون؟؟ دوست جدید ما قراره کی
باشه؟؟؟؟ چه چیزایی قراره یاد بگیریم؟؟؟ چه اتفاقایی قراره بیفته؟؟؟
اینا همون سوالاییه که توی ذهن همه ما دانش آموزان هست...خیلی کیف داره مدرسه..........

شما روز اول مدرستون یادتون هست؟؟؟ من که دقیقا یادمه...
روز اول مدرسه من همش می خواستم زود برم مدرسه اشتیاق خاصی داشتم.بعد مامانم منو از زیر
قرآن رد کرد و با هم رفتیم مدرسه.من اصلا نترسیدم.بعد رفتم توی کلاس اول الف...دیدم دوستم اونجا
نشسته.بعد رفتم پیشش نشستم..ردیف اول و دوم!!!!! بعد چه خانوم معلمی داشتیم...

اینقدر اون روز بهمون خوش گذشت!!! تازه بهمون هدیه هم دادند...بعد من رفتم سر صف قرآن خوندم.
خلاصه خیلی کیف داشت...راستی شما وسایلتون رو آماده کردین؟؟؟؟


من که آماده آمادم برای رفتن سر کلاس و دیدن دوستام که البته پریناز رفته یه مدرسه دیگه!!!!!

چه خاطره های قشنگی از مدرسه دارم....خیلی کیف داره مدرسه..رنگ دیوارای کلاس ما صورتیه...
خیلی جالبه و در کل خیلی خوب و قشنگ و عالیه...

راستی اونایی که تازه وبلاگ منو دیدید، خوش اومدید....
بچه ها یه مطلب زیبا توی وبلاگ دایی احسانم نوشتیم حتما سر بزنید....
تازه ماه رمضان هم داره از دوشنبه شروع میشه و ما بچه هایی که به سن تکلیف رسیدیم، وظیفه
داریم روزه بگیریم.حالا یه پست کامل دربارش می نویسم...
این مدت که نبودم واقعا دلم براتون تنگ شده بود...خیلی بهم خوش گذشت..خیلی زیاد..جای همتون
خالی و سبز بود...مخصوصا اینکه دایی احسان رو دیدم که خیلی دلم براش تنگ شده بود..
راستی شما باورتون می شه من با این سن کمم شدم خواهر شوهر؟؟؟؟ همه بهم می گن که تو
هنوز کوچولویی!!!!!

اتفاقای خیلی قشنگی افتاد که من همیشه توی دفترچه خاطراتم نگه می دارم و هیچ وقت
فراموششون نمی کنم.اگه فرصت شد، حتما اینجا می ذارم..
نسیم جان اون برنامه اخبار ساعت ۱۴ بود..ببخشید دیر جواب سوالتو دادم....







خب دوستای خوبم ببخشید کم آپ کردم.این مدت هم کمتر به وبلاگ خودم توجه کردم و بیشتر به فکر
وبلاگ دایی احسانم بودم و می خواستم که خیلی خوب بشه.خلاصه دیگه اونجا هم برید.
همتونو دوست دارم و به خدای مهربون می سپارمتون...دست علی یارتون...خدانگهدارتون...
تقدیم به شما دوستای خوبم:

![]()


















خيلی دلم برای دايی احسان تنگ شده بود و دعا می کردم که قبل از رفتن به تهران بتونم دايی
احسان رو ببينم.البته دلتنگيم عجيب بود آخه من دايی احسان رو يک هفته پيش برای عقد داداشم
افشين ديده بودم اما واقعا دلم تنگ شده بود.

خلاصه اينکه تا به مامان گفتم که دوست دارم دايی احسان رو ببينم،مامانم قبول کرد.برخلاف بقيه
مواقع که کلی فکر می کرد و بعد جواب می داد، فورا قبول کرد و قرار شد بريم.
خلاصه اينکه ما رفتيم.به من که خيلی خوش گذشت.مهم اين بود که دايی احسان رو ديدم.
رفتيم کنار دريا، دايی احسان دست منو گرفته بود و منو می برد که ببرتم توی آب.منم دو تا دست
داشتم و دوتای ديگه قرض گرفتم و دايی احسان رو کشيدم اينور و پشيمونش کردم.آخيش بالاخره
من برنده شدم.بعدم چند تا عکس گرفتيم.

دايی احسان توی دفترچه خاطراتم برام نوشت.خب آخه من دايی احسان رو خيلی دوست دارم و
توی راه براش يه شعر گفتم و توی موبايل ذخيره کردم:
تقديم به دايی خوب و عزيزم 
اتل متل توتوله دايی من چجوره
دايی من زرنگه مثل گلا قشنگه
عمرش کوتاه نباشه ۱۲۰ به بالا شه
هميشه باشه خندون خوب و عزيز، مهربون
منم منم زهراجون يک دختر مهربون
دايی رو من دوست دارم قدرشو خوب می دانم
تو هستی خوشحال و شاد از غصه باشی آزاد
بهترينی تو دنيا بين همه دايی ها
دوستت دارم دايی جون هميشه باشی خندون
ديگه براتون بگم که دايی احسان خيلی مهربونه.اينقدر خنديديم و به من خوش گذشت که خدا
می دونه.معلومه ديگه..
اينم نوشته دایی احسان در دفترچه خاطراتم:
سلامليکم
جمله دست به نقدی در ذهن ندارم که قابل خواهرزاده گلم را داشته باشد.
ولی حسم اين است که زهرا خانم«خواهرزاده من» استثناييست.حالا شما قضاوت کنيد
جمله ای هست که بتواند حق مطلب را ادا کند؟ اگر دارد به من ياد بدهيد!

راستش رو بخوايد من دايی احسان رو از همه دايی ها و عمو ها بيشتر دوست دارم و به نظر من
تکه تو دنيا!!!!!! 
اينم بگم که به قول داداشم امين توی رده بندی هميشه اوله!!!! يعنی بهترينه..مهربونترين...و...
اين گلای زيبا هم تقديم به همه شما دوستای خوبم:

از من خداحافظ..
دوستدار شما: 






























به نام خدای خوب و مهربون..
سلام به شما دوستای عزیزم که توی این مدت همراه من بودید..
تو رو خدا منو ببخشید اگه نتونستم نظر بدم اما باور کنید به تک تک وبلاگ هاتون سر می زدم.
فکر می کنم این آپدیت یک خداحافظی برای یه مدت کوتاهه..
عقد داداشم و بعدش هم تهران..دو هفته بیشتر نمی شه...
امیدوارم منو حلال کنید..خیلی بهتون زحمت دادم..
اگه اذیتتون کردم،اگه ازم ناراحت شدید و اگه سر نزدم ببخشید....همین!!!!
از همتون ممنونم به خصوص عموپورنگ عزیزم،فاطیما جون و رشا جون...
از همتون خداحافظی می کنم و ازتون می خوام که منو از دعای خیرتون کوتاه نکنید...
همتونو دوست دارم..
*خداحافظ همین حالا*
دوستای عزیز سلام:
دوستای گلی که جشن رو جدی نگرفتید، عیب نداره..از امروز کارهای دعوت رو شروع می کنیم و
دوستانی که می تونن با ما در این موضوع همکاری کنند،به من بدن که من برنامه رو بهشون بگم..
منتظر حضور سبز همه شما دوستان خوب و عزیزمان خواهیم بود...
وعده دیدار ما روز ۲۹ شهریور ساعت ۹ شب در یاهو مسنجر

( جمعی از بچه ها )
ولادت با سعادت منجی عالم بشریت حضرت مهدی(عج) بر شما مبارک باد

برای دیدن وبلاگ دایی احسان من به اینجا مراجعه کنید ( نظر فراموش نشه!!!)











فاطیمای خوب و نازم
به خوبی هات می نازم
این هفته مکه بودی
خوشحال و خندان بودی
من و رشا تنهایی
حرف می زدیم تو اینجا
هی می گفتیم که زودی
بیا بیا فاطیما
تنگ شد دل بچه ها
برا وبلاگ و حرفا
همه بودند یک صدا
فاطیما جونم بیا!!!

به نام خدای مهربونی که این دوستی های زیبا رو آفرید:
یه سلام اول از همه به دوست عزیز و خوبم فاطیما جون..
دومین سلام به دوستای قشنگی که به مکه مکرمه و مدینه منوره مشرف شدند.
و سومین سلام به همه شما دوستای خوب و قشنگم.

فاطیما جون به جمع بچه ها و به وبلاگت خوش اومدی...
این مدت که به ما خیلی سخت گذشت..زیارت قبول!!!
مخصوصا به من و رشا...ما شبا می نشستیم و با هم حرف می زدیم و خیلی خوش می گذشت اما
این مدت دو تامون حوصلمون نمی شد بیایم اینجا.. شبا هم نمی اومدیم فقط چند شب اومدیم یه کم
غصه خوردیم بعد رفتیم!!!!

اما مطمئنم به فاطیما جون خیلی خوش گذشته.معلومه دیگه..رفتن به بهترین جای دنیا مگه می شه
بد بگذره؟؟؟

فاطیما برای ما دعا کردی؟؟ من که هم سفارش دعا خیلی کرده بودم و هم یه چیز خیلی مهم..
اگه گفتید چی؟؟
باریکلا که اینقدر باهوشید..آره منظورم سوغاتیه!!!!

ایشاالله فاطیما جون بیست و دوم که اومدم تهران،بتونم ببینمت..جالبه من پارسال دقیقا همین تاریخ
رفتم تهران و اون خاطره زیبا رو نمی شه فراموش کرد...
راستی امروز یعنی ۱۵ شهریور ماه سالگرد دوستی من و فاطیما جونه که این روز رو به خودم و فاطیما
جون و به همه تبریک می گم..

اما واقعا نمی شد تصور کرد که این همه دلمون برای فاطیما تنگ بشه..من که لحظه شماری می کردم
که فاطیما برگرده و بازم با رشا بتونیم ببینمش و ساعات خوبی رو با هم داشته باشیم..

و این هدیه من و رشا جون به بهترین دوست دنیا فاطیما جون:

البته فاطیما جون واقعا ببخشید اگه خوب نشد.چون من و رشا هم وقتمون کم بود و هم می خواستیم
که یه کار خوب ارائه بدیم..

وهدیه شخصی من به فاطیمای خوب و قشنگ هم براش میل می کنم.
فاطیما جون امیدوارم که همیشه سالم و سرحال باشی و همیشه هم در کنار ما بچه ها..
دوستای قشنگم همتونو دوست دارم و به خدای مهربون می سپارمتون.خدانگهدار



![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام سلام زهرا خانم زهراي خوب و مهربون ![]()
قشنگ من شيرين زبون گل گلدون مهربون ![]()
زهراي ناز من تويي اواز ساز من تويي ![]()
مهربوني و زرنگ حرف ميزني تو قشنگ
خوب هستي تو پاك و شاد از غصه باشي آزاد ![]()
منم منم عسل جون يك خاله مهربون!!!! ![]()
زهرا فراموش نميشه خاله هم روش نميشه ![]()
زهرا تنها بذاره و بي تفاوت زود بره ![]()
به نام خدای خوب و مهربون:
سلام یه سلام صمیمی از طرف من به همه شما دوستای خوب و عزیزم...
یه سلام ویژه به خاله خوب و عزیزم خاله عسل......

خسته نباشید و خدا رو هزار مرتبه شکر که من بازم اومدم و انشاالله که تا عقد داداشم بتونم پی در
پی بهتون سر بزنم..چون بعدش هم می خوام برم تهران و کلی هم مهمون داریم...

دیروز ساعت ۱ ظهر از شیراز اومدیم و من فورا اومدم اینجا سر بزنم..ساعت تقریبا ۲ و نیم ناهار خورده
بودیم و من اومدم اینجا برای آپدیت...مامانم یه دفه جیغ زد: زهرا زهرا زهرا بدو بیا عمو عمو...

منم با دو رفتم..طوری که موس کامپیوترم پرت شد اون ور...دیدم یه مصاحبه خیلی خیلی قشنگ با عمو
و امیر کردن که البته کنار سی و سه پل بود...خیلی قشنگ بود...

امیدوارم اینو از دست نداده باشید و دیده باشید...امیر شعر خوند..شعر عمو رو پخش کردند..عمو حرف
زد و خلاصه خیلی قشنگ بود..

اون شعر اول که نوشتم رو
خاله عسل عزیزم
زحمت کشیده بود و سروده بود...
دستتون درد نکنه خاله عزیزم...باور کنید که من اصلا شما رو فراموش نکردم...بچه ها هم همین طور..
ما شما رو خیلی خیلی دوست داریم..
راستی ما ۲۲ شهریور پرواز داریم برای تهران امیدوارم بتونم شما رو از نزدیک ببینم...حتما بهم خبر
بدید...اینم هدیه من به شما:
تو این دنیای زیبا خاله دارم من اینجا
خاله عسل هست اینجا دوست خوب بچه ها
خاله رو من دوست دارم قدرشو خوب می دانم
همیشه پیشه منه چه خوب و مهربونه
خاله عسل شیرینه تو قلب ما می مونه
خاله خوب و خندون شیرین زبون مهربون
همیشه باشی مهمون تو همه ی دلامون
سوم اینکه گلنار خانوم مهربون داره کجا می ره؟؟؟ من که اصلا متوجه خیلی از اتفاق ها نشدم...
یکی باید سرفرصت همشو بهم توضیح بده...

و اینکه رشای خوبم کارت پستالتو دریافت کردم..چقدر قشنگ بود..دستت درد نکنه..چه آهنگ قشنگی
هم داشت..ما نبودیم اما پشت در افتاده بود..خیلی نازه..امیدوارم یه روز بتونم جبران کنم..ننه ملیحه
هم برگشته..آخ جون..

این گل خوشکل هم تقدیم به دوستای خوب و قشنگ خودم:
بچه ها من امروز فاینال زبان دارم...یعنی امروز تموم می شه کلاسمون..برای همین باید برم بخونم...
نمی دونم این آپدیت رو کی می ذارم توی وبلاگم اما الان تقریبا ساعت ۲ بعد از ظهر هست..

بچه ها دوشنبه یا سه شنبه فاطیما می آد..باید به فکر یه هدیه خوب باشیم..من اگه شما رو دیدم،
کارایی که قراره رومی گم که باکمک هم انجامش بدیم ویه کارگروهی خوب شه.
همتون رو دوست دارم..مواظب خودتون باشید..
خداحافظ همین حالا...







ببخشید...خدانگهدار







تیر و مرداد شهریور
۳ فصل خوب و قشنگ
می رسند زودی از راه
هدیه می آرن قشنگ
بعده ۳ ماه تعطیلی
مدرسه ها باز می شه
کیف و کتاب با دفتر
مهمون خونه می شه

به نام خدای آسمون ها و زمین و همه ستاره های قشنگ.
سلام دوستای قشنگم..سلام به شما گلای خوشکل و مهربون..خسته نباشید..



ممنون که اومدید توی کلبه کوچکمون مهمونی..خوش اومدید...

دوباره قالب رو گذاشتم و خلاصه اینم از وبلاگ من..خوشتون می آد؟؟ راستی نظرها چی شد؟؟ گفتم
نظر درباره وبلاگم؟؟؟ اِ اِ اِ چرا نظر نمی دید؟؟؟

عحب روزی بود دیروز..این همه داشتم فکر می کردم که برم سر کلاس زبان درباره چه موضوعی بگم،
آخرش هم فقط نوبت الناز و فرناز شد...اما خانوم معلم قول داد که جلسه بعد نوبت من بشه...



وای عموی قشنگم ممنونم به خاطر شعر تولد...بالاخره عمویی شعر تولد رو خوند!!! و من اینجا
هیچی نمی تونم بگم جز اینکه عمو جونم متشکرم..



این دسته گل خوشکل رو خیلی دوست دارم و تقدیمش می کنم به همه شما دوستای خوبم:
