![]() ![]() |
مي خوام امروز يه قصه ي زيبا براتون تعريف كنم:
روز يك مرداد ماه بود..تقريبا حدوداي ساعت 8 صبح.. مامان و بابا ، خواهر و برادر همه منتظر به دنيا اومدن يه كودك خوشكل و زيبا بودند.. همه استرس داشتند كه اون چه شكليه؟؟ مامان و بابا مي دونستن كه قراره يه پسر خوشكل داشته باشند و خواهر و برادرها همه منتظر برادرشون بودند..

تا اينكه اون به دنيا اومد..يه كوچولوي خيلي ناز و خوشكل كه از همون لحظه ي تولدش معلوم بود كه قراره يه آدم مهربون بشه..كسي كه همه دوستش دارند..

مامان و بابا در اين فكر بودند كه اسمشو چي بذارند؟؟ هركسي اسمي رو انتخاب مي كرد..هركس عقيده اي داشت..هركس اسم مورد علاقه خودشو مي گفت تا اينكه اسمشو داريوش گذاشتند..
يعني كسي كه كار نيك و خوب انجام مي ده.. مادر در همون لحظه اول از خدا خواست كه پسرش وقتي بزرگ شد يك انسان خوب و مهربون بشه...




سال ها و سال ها گذشت... اون پسر كوچولوي شيطون و زيبا بزرگ شد...و خدا دعاي مادر رو برآورده كرد..

سال ها از اون اتفاق مي گذره..شايد حدود 34 سال..
و همه بچه هاي ايران به اون پسركوچولوي شيطون كه حالا بزرگ شده لقب بهترين عموي دنيا رو دادند.. لقب بهترين ، مهربان ترين ، دلسوز ترين ، پاك ترين ، با صداقت ترين ، عزيزترين و دوست داشتني ترين عموي دنيا رو...

كسي كه همه بچه هاي دنيا دوستش دارند.. كسي كه هرروز مهمان خونه ي دل بچه هاي ايرانه..كسي كه ستاره شب هاشونه..كسي كه از يك پرده شيشه اي مهمان خونه هاي بچه ها مي شه..
كسي كه به ما ياد داد خوب ، پاك و با صداقت باشيم..كسي كه همه ي خوبي ها رو به ما ياد داد..
و اون كسي نيست جز
عموي مهربون و خوب من
بهترين عموي دنيا
مهربونترين و دلسوزترين عمو
*عموپورنگ خوب و مهربونم*




به نام خداي بخشنده و مهربون..خدايي كه نعمت اين عموي مهربون رو به ما بخشيد...

سلام من به تو..آره به خود خود تو..

به تو كه يك فرشته ي مهربوني..به تو كه يك ستاره درخشاني..به تو كه يك عموي مهربوني..

سلام من به تو.. به تو كه هميشه درس محبت و مهرباني را به ما آموختي...





سلام من به تو... به تو كه هميشه ياد دادي خوب باشيم ...


سلام من به تو..به تو كه ياد دادي در مقابل بدي ها خوبي كنيم....

سلام من به تو.. به تو كه پاكي ، صداقت و مهرباني رو به همه بچه هاي ايران ياد دادي...

سلام به تو.. سلام به تو كه براي من يك عموي نمونه اي..سلام من به تو كه بهتريني...

سلام من به بهترين و نمونه ترين عموي دنيا عموپورنگ ( عمو داريوش ) دوست داشتني و عزيزمون..

و سلام به همه ي شما دوستداران اين عموي مهربون...

امروز جشني برپاست..براي او كه نمونه است..براي او كه مظهر ايثار و فداكاري است...براي او كه
مهربان ترين عموي دنياست..امروز جشني برپاست...هرجا كه رويد نام او را بر سر كلبه هاي كوچك
دل بچه هاي ايراني مي بينيد... امروز نام او در ميان است... در تمام قلب بچه هاي ايراني... امروز
همه از او مي گويند.. او كيست؟؟؟

او يك عموي مهربان است... او يك دوست مهربان براي كودكان ايرانيست..او يك ستاره است در
آسمان قلب بچه هاي ايراني...

امروز جشني برپاست..در كلبه من،كلبه ي تو و كلبه ي همه..در كلبه قلب بچه هاي ايراني..

مي خواهم از كسي بگويم كه امروز مهمان ماست..مي خواهم از كسي بنويسم كه امروز روز
اوست..

روزي كه مي خواهيم براي زحمات چندين و چند ساله اش ذره اي سپاسگزاري كنيم..

امروز روزي است كه مي خواهيم نتيجه ماه ها تلاش و وحدتمان را به او نشان دهيم و به او
بگوييم چقدر مهربان و دوست داشتني است...

امروز روزي است كه همه ي ما بچه ها دست در دست يكديگر مي دهيم و يك صدا فرياد مي زنيم
كه او بهترين عموي دنياست....

و امروز 1 مرداد ماه 1386 است..يعني دقيقا امروز 34 ساله مي شود.. چقدر زود دير مي شود!!!!

عموي مهربانم جشن هايي كه امروز برپاست ، كار يك نفر نيست..تلاش بچه هاي ايران است..
بچه هايي كه ماه هاست در تدارك برگزاري اين جشن ها فقط براي تو هستند...كاش تو هم باشي....
![]()
و امروز مي خواهيم بزرگترين جشن را براي تو برگزار كنيم..پس ابتدا همه به افتخار ورود اين عموي
مهربون يك دست و هوراي بلند...................

هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

عموي خوب و زيبا امروز اومد به دنيا
تو جشن زيباي ما مي گيم برات چه حرفا
از قديما نديما از امروز و از فردا
بگو بگو برا ما از خوبي هايت شما
عموي خوب ماها همواره باشي با ما
بموني تو تو قلب ها تا آخر اين دنيا

حالا همگي با هم مي خونيم:
تولد تولد تولدت مبارك
مبارك مبارك تولدت مبارك
بيا شمعا رو فوت كن
كه صد سال زنده باشي

اما نه...
كاشكي كه صد ساله شي
نه صد و بيست ساله شي
نه صد و بيست سال كمه
هميشه زنده باشي



اما يك روز بزرگ است..خداي مهربان بچه ها را ديد..مي ديد كه همه ي بچه هاي ايران به دنبال
يك عمو و دوست مهربان مي گردند و او را فرستاد تا در كنار ما باشد..تا هميشه از شادي ها
بگويد..

او را فرستاد تا با ما گريه كند..او را فرستاد كه از خوبي ها بگويد..او را فرستاد كه به ما درس هايي
را ياد داد كه شايد هيچ وقت هيچ كس نمي توانست آن ها را به ما بگويد..

با زبان خودمان..با صداقت..با گفتاري سرشار از پاكي...با چشماني سرشار از محبت و دلي سرشار
از ايثار.

او آمد تا به ما بگويد مي توانيم..او آمد تا به ما بگويد هيچ وقت دست هاي پر خودمان را خالي نكنيم..

او آمد تا بگويد هميشه خوب باشيم و اين خوبي را به همه آموزش دهيم..

پس حال ما مي آيم تا از او و براي او بگوييم...![]()
![]()
امروز ما جشن مي گيريم براي تو..براي تو عموي مهربانم كه هميشه در قلب بچه هاي اين
مرز و بوم جا داري..براي تو عموي مهربانم كه ستاره آسمان شب هاي بچه هاي ايراني..

براي تو كه همه دوستت دارند..نمي دانم امروز بايد چه بگويم .. .شايد بايد بگويم هميشه دوستت دارم
اما با خود فكر مي كنم شايد اين چند حرف تكراري باشد اما در پشت همين 3 كلمه ميليون ها حرف
نشسته..


عموي عزيزم مي خواهم براي تو جمله اي را تكرار كنم كه شايد همه ي بچه ها شنيده باشند اما در
همين جمله كوتاه هزار حرف است:

وقتي زندگي به تو 100 دليل براي گريه كردن مي دهد تو نشان بده كه 1000 دليل براي لبخند داري...
![]()
![]()
![]()
![]()
اين همان درسي است كه عموي مهربان ما به ما آموخت..اين همان درسي است كه
سال هاست از يك پرده شيشه اي به ما مي آموزد..

امروز تولد كسي است كه زنجير دوستي هاي بچه هاي ايران را ايجاد كرد..و ما نيز با او عهد
بستيم كه هميشه اين زنجير را محكم تر و استوار تر كنيم و امروز اين پيمانمان را محكم تر مي كنيم..

پس همه يك صدا مي گوييم تولدت مبارك..

امشب شبه تولده
تو باغه سبزه زندگي
يه غنچه گل وا شده
گل و گل وگل گل گلكه
چه خوشكل و بانمكه
تولدش مباركه
مباركه مباركه

روز و تولدت مبارك عموي مهربوني ها عموپورنگ عزيزم

دوست دارم امروز محيط اينجا رو يه كم شاد كنم براي همين چند تا لطيفه تعريف مي كنم:

1_ خدمتكاري كه براي تميز كردن خانه آمده بود يك گلدان قديمي چهارصد ساله را موقع تميز كردن به
زمين انداخت و شكست. خانم خانه كه خيلي ناراحت شده بود، گفت: ميدوني اين گلدون مال
چهارصد سال پيشه؟ خدمتكار گفت: خدا رو شكر! فكر كردم تازه خريدينش.

2_ يه روز يه نفر يه نقطه قرمز روي ديوار ميبينه كه داره حركت ميكنه؛ ميره جلو ميبينه كه يه مورچه
هست كه روسري قرمز پوشيده.

و حالا بريم سراغ شمع هاي كيك كه عمو خوشكله خودم مي خواد فوت كنه.. بچه ها به افتخار عمو
همگي يه دست و هورا................................

و حالا نوبت خوردن كيك هاست... اول از همه عمو بايد كيك رو ببره .. عمو جون شروع كنيد.. بچه ها حالا
همگي به افتخار عمو يه جيغ بلند.....................

و حالا به قسمتاي خوبش مي رسيم..عموجون قلبتون تند تند نزنه مي گم..واي حالا نوبت هديه
هاست..



خوش به حال عمو كه اين همه هديه بهش مي دن...البته عمويي ببخشيد ديگه اون هديه اصليتونو بعد
بهتون مي دم..منظورم اون هديه خوشكله است..





و حالا همگي باهم دست مي زنيم به افتخار اين عموي خوشكل و مهربون و دوست داشتني...

اينم يه متن زيبا : در بيكران دنيا دو چيز افسونم مي كند آبي آسمان كه مي بينم و مي دانم كه نيست و
خدا كه نمي بينم و مي دانم كه هست..

خداي مهربونم يه دنيا ازت ممنونم چون به من اين عموي خوشكل و مهربون رو بخشيدي..عمويي كه
دلش پاك و صافه و قلبش آسموني...هميشه كمكش كن..همه آرزوهاشو برآورده كن و هيچ وقت
تنهاش نذار...



حالا همگي شعر مي خونيم...
دست دست دست چه زيبا عمو اومد به دنيا
خوشكل و زيبا شده اومد از آسمونا
بخنديد و شاد باشيد عمو داريم پاك پاك
زرنگه و قشنگه چه خوبه و چه بي باك
عمو اومد بخنديد وبلاگ ها رو آپ كنيد
تا كه عمو شاد بشه همه جا رو شاد كنيد

چه خاطرات قشنگي با اين عموي گلم دارم..عموي قشنگم اميدوارم همون طور كه من اونا رو هيچ وقت
فراموش نمي كنم ، شما هم هيچ وقت اونا رو فراموش نكنيد..

خاطرات زيبايي كه هميشه توي ياد من مي مونه..مگه مي شه اونا رو فراموش كنم؟؟شايد هيچ وقت
اين اتفاق نيفته.. عموي عزيزم يادمه به من قول دادي هميشه عموي من بموني كاش هيچ وقت