تبليغاتX

کلبه کوچولوها
|کلبه کوچولوها

 برنامه هاي ويژه جشن اول مردادماه
به نام پروردگار مهربانی ها

برنامه های جشن اول مرداد ماه ( تولد عمو پورنگ عزیز ) به شرح زیر اعلام مي گردد:

 

1- براي ششمین سال متوالی جشن تولد اینترنتی را خواهیم داشت كه از

ساعت10  تا 12 صبح در صفحه ياهو مسنجر با حضور همه شما دوستان عزيز

برپا خواهد شد.

از شما خواهشمنديم در هنگام حضور اسپيكر های خود را روشن بگذارید و آيدي

Zahragoli10 را نیز اد نماييد.

 

 

2- برنامه ویژه ای براي آپديت روز تولد خواهیم داشت.

از شما خواهشمنديم پیام تبريك خود را فقط در يك خط نوشته و تا تاريخ سه شنبه

30 تيرماه به آدرس amoo.birthday@gmail.com   ارسال نماييد.

نوشته هاي شما به صورت يك آپديت بسيار زيبا در وبلاگ هاي زير مجموعه سايت عمو

قرار خواهد گرفت.

 

 

3- اگر مي خواهيد در وبلاگ هاي خود جشن بگيريد ، برنامه اي نيز براي اين

موضوع تدارك ديده شده.

قرار است يك عكس هماهنگ در بالا و پايين آپديت شما به نماد گروه طرفداران

عمو قرار بگيرد.

اگر مايل به اين موضوع هستيد ، لطفا آدرس وبلاگ خود را تا تاريخ سه شنبه 30 تيرماه

به اين آدرس amoo.birthday@gmail.com ارسال نماييد.

عكس ها تا روز چهارشنبه به دست شما خواهد رسيد.

 

 

4- از دوستان عزيز طراح خواهشمنديم طرح هاي خود را تا تاريخ سه شنبه

30 تيرماه به آدرس amoo.birthday@gmail.com ارسال نمايند تا در آپديت ويژه

و هماهنگ از آن ها استفاده شود.

 

5- برنامه ديگر اين است كه دوستان عزيز يك جمله خيلي كوتاه همراه با امضاي

خود را براي ما اسكن مي كنند و تا بعد از ظهر روز دوشنبه 29 تيرماه به آدرس

amoo.birthday@gmail.com ارسال مي نمايند تا در يك پوستر بسيار زيبا كه به

اين مناسبت به عمو تقديم مي شود ،نام خود را ثبت كنند.

 

6- از همه شما دوستان خوب تقاضا مي شود اين مطلب را تا روز يكم در وبلاگ

خود قرار داده و براي ديگر دوستانتان نيز ارسال نماييد.

 

پيشاپيش از همكاري شما در اين جشن بزرگ سپاسگذاريم.

و اميدواريم بتوانيم جشني شايسته عمو خوبمان ارائه دهيم.

با آرزوي موفقيت براي همه شما عزيزان

گروه طرفداران عمو با همكاري سايت عمو

نوشته شده توسط زهرا در سه شنبه سی ام تیر 1388 | موضوع:
 مبعث

مبعث پیامبر اکرم (ص) بر همه مسلمانان جهان مبارک باد

نوشته شده توسط زهرا در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 | موضوع:
 23 تیرماه و تولد دایی خوب من

به نام خدا...

و دوباره 23 تيرماه ..

دوباره تولد دايي احسان..

دوباره جشن ..

دوباره شادي ..

و دوباره تبريك ..

23 تيرماه فرا رسيد و اين چندمين سالي است كه كلبه كوچولوها اين روز را كه تولد

دايي احسان عزيز من

است ،‌ جشن مي گيرد تا بگويد كوچك ترين خواهرزاده اش هميشه به يادش هست ..

و هرگز اين روز مهم يعني تولدش را فراموش نمي كند..

اما امروز در اين جشن دوستان زيادي زحمت كشيدند..

پوه عزيز كه زحمت درست كردن شيريني را بر عهده گرفته و بادكنك ها را آماده كرده..

كانگورو كوچولو كه به همراه مامانش دست گل ها را آورده..

طویطی هم یک دسته گل زیبا آورده..

ميكي موس كه در حال آماده كردن كيك است...

گارفيلد كه هديه ها را مي آورد...

خرس مهربون كه همه كيك ها را نوش جان مي كند!!

و دوستان دیگری که متاسفانه وقت نکردم ازشون عکس بگیرم!

سيندرلا كه قصرش را تزئين كرده...

سفيد برفي كه به همراه هفت كوتوله مشغول آماده سازي شام است..

پري دريايي كه صدف ها را از دريا مي آورد تا تقديم به دايي من كند..

تيگر كه براي همه مهمان ها دعوت نامه مي فرستد..

علاءالدين كه به همراه رابين هود در حال شستن ميوه هاست!!!!

و ميني كه شربت ها را مي آورد..

اینم هم من هستم که در میان هدیه ها نشستم:

و این هم از کیک که در همین لحظه به دستم رسید:

جشن را مختصر مي گيرم. چون مي دانم مشغله ايشان زياد است و شايد فرصت نكنند

مطالب زياد را بخوانند و فقط در يك جمله مي نويسم:

دايي خوبم صميمانه تولدتان را تبريك مي گويم و اميدوارم هميشه شاد ، سلامت ، پيروز ،

سربلند و موفق باشيد..

انگار مهمان ها در حال آمدن است.. صدای در می آید...

بهتر است بروم...

يك ...

دو ...

سه ...

به افتخار دايي من

همه باهم

دست دست دست

دست دست دست

دست دست دست    

تولد تولد تولدتون مبارک

مبارک مبارک تولدتون مبارک

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir 

راستی یادم رفت سوال تخصصی و همیشگی ام را از دایی احسان بپرسم..

کی می آیید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دايي من تولدتان مبارك...

این دسته گل هم از طرف من تقدیم به شما...

كلام آخر:

پروردگارا .. درهاي رحمتت را به رويمان بگشا

خواهرزاده كوچك شما

زهرا


در ضمن دوستان عزیزی که هنوز فرصت نکرده اند عکس ها و خاطرات سفر سوریه

من را بخوانند ، می توانند به آدرس زیر مراجعه کنند.

http://www.poorangzahra.blogfa.com/8804.aspx

نوشته شده توسط زهرا در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 | موضوع:
 خاطرات سفر سوریه
به نام پروردگار زيبايي ها

سلام

من از سفر سوريه برگشتم..

جاي همگي شما دوستان خوبم سبز بود

نائب الزياره بودم..

سه شنبه 9 تيرماه 88 ساعت 4 بعد از ظهر با 13 ساعت تاخير به سمت دمشق

پرواز كرديم و ساعت 7 شب در فرودگاه دمشق به زمين نشستيم..

من ، مامان ، بابا ، زن دايي جان و دختر دايي...

ساعت به وقت ايران 7 شب..

به وقت دمشق 5 و نيم بعد از ظهر..

و اما مكان هايي كه ما در اين چند روز رفتيم..

 

حرم حضرت زينب (س) كه هتل ما خيلي نزديك بود و ما زياد مي رفتيم..

جاي شما بسيار سبز بود ..

شب و روز ولادت حضرت علي (ع) كه از همينجا روز پدر را هم تبريك مي گويم ،

بسيار شلوغ بود و مردم شيريني و شكلات پخش مي كردند..

نماز جماعت در مصلي خوانده مي شد..

 

حرم حضرت رقيه (س) كه دور بوديم و در اين مدت فقط 3 بار ما را به آن جا بردند..

خيلي خيلي شلوغ بود و به زحمت مي توانستيم ضريح را ببوسيم..

آنجا كساني كه نذر داشتند ،‌ عروسك مي خريدند و بالاي ضريح مي انداختند..

بازار حميديه و بازار حضرت رقيه (س) و بازار بين الملل

فروشندگان به من مي گفتند تو خيلي زرنگي! چون من بيشتر از مامان چانه مي زدم!

  

منطقه اي به نام معلولا كه خارج از شهر بود..

از طرف هتل آقاي رسول ( فاميلشونو نمي دونم ) با ما آمده بودند كه اطلاعات خيلي

زيادي داشتند و كامل برايمان توضيح مي دادند.

جاي همگي خالي بابا براي ما بستني خريد..

وقتي داشتيم مي خورديم ، همکار آقاي رسول گفت :

چرا بستني خريديد؟ مي خواستيم برايتان بستني بخريم.

ما هم گفتيم برايمان راني هلو بخريد..

ايشان هم قبول كردند..

وقتي من را مي ديدند ، مي گفت راني هلو ديگه!!!

منم مي خنديدم مي گفتم آره بايد حتما هلو باشه ...

اما وقتي سوار اتوبوس شديم كه برگرديم ،‌ بستني خريدند..

من مجبور شدم بازم بستني بخورم!!!!

آنجا دو كليسا را ديديم .

و يك كوه كه زماني كه يك دختر مسيحي را مي خواستند بكشند ، به آنجا فرار مي كند

و به اذن خداوند رعدي زده مي شود و كوه دو نيم شده و دختر به آنجا پناه مي برد ..

خيلييييييييييي قشنگ بود..

و همين طور مكاني كه حضرت مريم و حضرت مسيح هنگامي كه گرسنه و تشنه بودند،

از طرف خدا چشمه اي براي آن ها روان مي شود و درختي زردآلو رويانده مي شود.

مرقد مطهر حجر بن عدي كندي از ياران حضرت علي (ع)

قبرستان بزرگ باب الصغير

قبرستان بسيار بزرگ با زيارتگاه هاي متعدد ، بسيار ديدني و غمناك..

مكان هايي چون مزار همسران پيامبر اكرم (ص) و يا روؤس 16 نفر از شهداي كربلاكه

سر مبارك حضرت ابوالفضل (ع) و علي اكبر (ع) در اين مكان بود.

و مقام عبدالله فرزند امام سجاد (ع)، محراب امام سجاد (ع) ، مرقد بلال حبشي ، 

حضرت سكينه (س) فرزند امام حسين (ع) ، فاطمه صغري فرزند امام حسن (ع) ، 

حميده دختر مسلم بن عقيل ، ام كلثوم فرزند امام علي (ع) ، عبدلله بن جعغر طيار

همسر حضرت زينب (س) و....

مرقد مطهر حضرت سكينه دختر حضرت علي (ع)

مسجد اموي

مسجد بزرگ و بسيار قديمي اموي كه طراحي بسيار ويژه اي داشت.

خيلي جالب بود..

مكان هاي زيارتي متفاوتي داشت كه اينجا فرصت توضيح نيست.

فقط بعضی از عكس ها را مي گذارم..

 

گردشي در شمال شهر دمشق

منطقه ي سربازان كه محلي براي سربازاني كه در راه كشور سوريه جنگيده اند و

كشته شده اند و قصرهاي متعدد..

مکان های دیگری هم بود که متاسفانه نتوانستم عکس بگیرم.

شمال و جنوب شهر خيلي باهم فرق داشت..

شمال شهر بسيار ثروتمند با كاخ هاي زيبا و جنوب شهر بسيار فقير و قدیمی 

قبر دكتر شريعتي

بسيار مشتاق بودم كه به اين مكان بروم.. 

قبري بسيار ساده که كتاب ها و عكس هاي ايشان را در كنار قبرشان گذاشته بودند..

خدا رحمتشان كند..

 

و شعر بصرا كه من به دليل خستگي نتوانستم بروم و به جاي ما زن دايي جان و

دختر دايي رفتند!!

 

به هرحال سفري بسيار معنوي و خوب بود و تاثير بسيار زيادي در من داشت..

تجربه هاي خيلي زيادي كسب كردم . خيلي چيزها هم ياد گرفتم..

حتما روزي آن ها را به شما خواهم گفت..

 سوغات من هم سرماخوردگي شديدي است كه نصيبم شده..

هميشه شاد باشيد

نوشته شده توسط زهرا در چهارشنبه هفدهم تیر 1388 | موضوع:
 تولدت مبارک دوست خوبم فاطیما جان
به نام خدا...

دهم تیر ماه ۱۳ سال پیش خدای بزرگ ما کودکی مهربان و دوست داشتنی را به

خانواده ای مهربان عطا کرد..

کودکی که ۴ سال پیش دوستی خود را با او آغاز کردم و او همیشه از بهترین دوستان

من خواهد ماند..

می بینید چقدر زود گذشت؟؟

راستش را بخواهید خیلی دلم برای آن زمان که من و فاطیما و رشا باهم بودیم ، تنگ شده..

نمی دانم آیا آن خاطرات زیبا بازهم تکرار می شود یا نه..

اما فاطیما جان دوست عزیزم ، تو همیشه دوست خوب من خواهی ماند..تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

از اینکه نمی توانم در جشن تولد فاطیما حضور داشته باشم ، خیلی ناراحتم..

اما امروز اینجا جشنی کوچک برایش می گیرم تا دوستی خود را به او ثابت کنم..

نمی خوام آپدیتی طولانی داشته باشم که فاطیما جان خسته بشه..

فقط چند هدیه خیلی خیلی خیلی خیلی ناقابل رو بهش تقدیم می کنم و از صمیم قلب

بهش می گم

 تولدت مبارک فاطیما جان

بهاربيست                   www.bahar-20.com

این گل ها هم تقدیم به فاطیمای نازنینم

تولد دوست خوبم فاطیما بهارمست را به او تبریک گفته و هزارن هزار شکوفه صورتی

را به او تقدیم می کنم..

فاطیما جان اگر در این مدت از من رنجیدی ، از شما عذرخواهی می کنم و امیدوارم

همیشه شاد ، سلامت ، موفق ، سربلند و پیروز باشید..

من عازم سفر سوریه هستم..

اگر شما را در این مدت ناراحت کردم ، عذرخواهی می کنم و امیدوارم

مرا حلال کنید...

به نیابت از همه شما دوستان خوبم حتما دعا خواهم کرد..

کلبه کوچولوها را تنها نگذارید..

شاد باشید

نوشته شده توسط زهرا در یکشنبه هفتم تیر 1388 | موضوع:
 شب آرزوها

امشب خدای لیله الرغائب آرزوی هر قنوت را بر بال ملائک می نویسد

و لبیکی را بر هر نیلوفر سبز دعا مهمان می کند.

امشب خدای شب آرزوها به قنوت دست اطلسی ها یک شاخه نرگس

می دهد تا یادمان باشد که آرزو کنیم

حضرت نرگس بهار این شب را برایمان به آرزو نشیند..

امشب لیله الرغائب ( شب آرزوها ) است..

«پروردگارا ، درهای رحمتت را به رویمان بگشا»

نوشته شده توسط زهرا در پنجشنبه چهارم تیر 1388 | موضوع: