|کلبه کوچولوها![]() ![]() |
روز تولد ...
و اين بار خودم ...
۳ بعد از ظهر امروز ۳۰ مرداد ماه به دنیا آمدم...

نمي دانم اما روزهاي تولد عجيب هستند..
دوستاني كه مدت ها از آن ها بي خبري ، تماس مي گيرند تا تولدت را تبريك
بگويند و تو اين را مي فهمي كه به يادت هستند..
چقدر خوب است..

لحظه فوت كردن شمع ها را دوست دارم چون لحظه آرزوهاست..
بايد از خودم بپرسم ... امسال چه آرزويي دارم؟

خيلی خوشحالم كه امروز خداي مهربان اين فرصت را به من داد تا در كلبه زيبايم ،
تولدي كوچك اما به ياد ماندني بگيرم..
تولدي كه با حضور همه دوستانم ، همه آنان كه دوستشان دارم ، گرم تر و زيباتر
خواهد بود..

و اما جشن..
اگر بپرسند دوست داري جشنت چطور باشد ، خواهم گفت جشني كه شادي
دوستانم را در بر داشته باشد ... شما بگوييد..
پس شروع مي كنيم!!!
تولد تولد تولدم مبارك
مبارك مبارك تولدم مبارك

تولد تولد تولدم مبارك
مبارك مبارك تولدم مبارك

روز تولدم شدم يه دسته سنبل!!
باشم هزار سال هميشه تازه مث گل!!

حالا حالا حالا حالا همه دستا بالا
تولدت زهرا خانم مباركه ايشاالله

چقدر خودمو تحويل گرفتم!!
اينم به خاطر اينكه شما شاد باشيد و البته خودم!!
اگر اجازه بدهید پذیرایی مختصری هم داشته باشیم..

و این هم کیک تولدم

امروز هديه اي كه به خودم مي دهم ، شادي است و به خودم قول مي دهم كه
هميشه سعي كنم شاديم را حفظ كنم ...
با اين شادي ، هرگز كسي را از خود نرنجانم و هميشه براي عقايد دوستانم احترام
قائل باشم..
از خداي خوبم مي خواهم در اين راه مرا ياري نمايد..

از همه دوستان عزيزي كه تولدم را تبريك گفتند ، بسيار سپاسگذارم...
هميشه شاد باشيد


پي نوشت: تا چند روز بعد خاطرات اردوي چهارشنبه ۲۸ مردادماه ۱۳۸۸ كه از طرف زبانكده
برگزار شد ، را مي نويسم. خوشحال مي شم كه به كلبه خاطراتم سر بزنيد...
هیچگاه امید کسی را ناامید نکن، شاید امید تنها دارایی او باشد

آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا ، بی مشکل ، بی کار
سخت یافت می شود ، چیزی است که می گذارد در میان شرایط سخت ،
بمانی و آرام باشی
به نام خداوند مهرباني ها..
سلام..
مي دانم كه امروز تنها نيستيد.
چون يك جشن بزرگ داريم و جمع هممون جمعه!!

چقدر مرداد ماه زيبايي است..
مدام تولد ،
مدام جشن
و مدام شادي ..
اما امروز چه خبر است؟
18 مرداد چه مناسبتي دارد كه كلبه كوچولوها جشن مي گيرد؟
بله..
مطمئننا تا الان همه متوجه شده ايد.

18 مرداد تولد عموي عزيزم " عموباربد مهربان " است كه شما ايشان را با نام
" دايي بهنام " مي شناسيد.
و من هم امروز يك جشن بزرگ براي تولد عموي خوب و عزيزم مي گيرم تا شادي ام
را با همه شما دوستان خوبم تقسيم كنم..



انگار در مي زنند...
لطفا يكي در رو باز كنه...
بله ... مهمان ها هم آمدند..
خيلي خوش آمديد ... بفرماييد..

پوه عزيز و دوستان

پلنگ صورتي كه بعد از ساخت سري جديد كارتون ها خسته بود اما به خاطر عمو آمد.

سفيد برفي

سيندرلا

ميني

میکی

آقاي تارزان كه عذرخواهي كردند و نتونستند بيان . به جاشون جين آمده.

كيتي هم هست...

اين ني ني عزيز كه نميدونم از كجا آمده ... چقدر شاده!!!

غول چراغ جادو و علاءالدین


طويطي و گربه پشمالو!!!


گارفيلد

آبی هم اومده!!!

باربي

و تام و جري

همگي خوش آمديد..
بفرماييد...

حالا به افتخار عمو دست مي زنيم..
همه با هم ..
تولد تولد تولدت مبارك
مبارك مبارك تولدت مبارك
دست دست دست



تولد تولد تولدت مبارك
مبارك مبارك تولدت مبارك
بيا شمعا رو فوت كن
تا صد سال زنده باشي
دست دست دست



خب ..
فكر مي كنم فرصت خوبي باشه تا شعري رو كه براي عمو گفتم ، بخونم:

يك و دو و سه در مي زنه
از خوبي ها حرف مي زنه
مي گه بايد ده رو سريع
با هشت دونه جمع بزنه
نيمه ي شعبان كه رسيد
همون زمان زنگ بزنه
مي گه بايد نقاشيشو
خيلي سريع رنگ بزنه
هجده مرداد چي مي شه؟
عموي ما سر مي زنه
تولد عمو جونه
چه شاد لبخند مي زنه
عمو ، دايي فرق نداره
چون از خدا حرف مي زنه
تمام دنيا واسه ي
عموي من دست مي زنه

و اين گل هاي زيبا هم تقديم به دايي بهنام عزيز...

اگه گفتيد الان نوبت چيه؟؟
بله ديگه ... همون چيزي كه شما منتظرش هستيد... پذيرايي!!
بفرماييد.. نوش جان! ( با اجازه از زهره جان )

خب الان كه سر حال شديد ، دست بزنيد..
دست دست دست

انگليسي بخونيد..
Happy birthday to you
Happy birthday to you
Happy birthday to you

خيلي خب ديگه نوبت كيك رسيده..
ميكي داشت آمادش مي كرد..

ميكي جان مي شه كيك رو برامون بياري؟؟

به افتخار عمو همه دست دست دست
يك و دو و سه د يالا
شمعا رو فوت كن حالا

تولدت مبارك
چشم نخوري ايشالله

ببر ببر كيك رو ببر
به ما بده تو هم بخور

ناز و ناز و نازنينه ماه روي زمينه
كيك تولدش هم مثل خودش شيرينه

بفرماييد كيك..


عموجان تولدتون مبارك..



الان ديگه وقتش رسيده كه ما هديه ها رو تقديم به عموي خوبمون كنيم..

عموجان ببخشيد ديگه ناقابل هستند..



ا اين چيه؟؟
عمو ببينيد ، اين كوچولوهاي ناز براتون كيك درست كردند و به عنوان هديه آوردند..
دستتون درد نكنه..
زحمت كشيديد...

از اينكه لطف كرديد به جشن ما تشريف آورديد ، تشكر مي كنم.
قبل از خداحافظي اجازه بديد يك عكس يادگاري هم بگيريم...
يك ... دو ... سه ...

عموي عزيزم باز هم تولدتون رو تبريك مي گم و در آخر جشن براي موفقيت
هميشگي شما دعا مي كنم...

ببخشيد اگر خوب نشد..
همیشه شاد باشيد..



كلام آخر
پروردگارا ، درهاي رحمتت را به رويمان بگشا ..
در ضمن به مناسبت این روز عزیز جشنی از ساعت ۲ تا ۳ بعد از ظهر در یاهو مسنجر
برگزار خواهد شد. لطفا آیدی دوست خوبم نیلوفر جان را که n_floower است را اد كنيد.
منتظر حضور سبزتان هستيم.
دیروز پنجشنبه ۸ مرداد ماه ۱۳۸۸ به اتفاق دوست خوبم شیما جان به دیدار
استاد حمید سبزواری که از شعرای بزرگ هستند ، رفتیم..
نمی دانم از خضوع و فروتنی ایشان بنویسم یا از ایمانشان..
حرف های خیلی بزرگی شنیدم و چیزهای زیادی یاد گرفتم..
هنوز به جملاتشان فکر می کنم..
خیلی مهربان بودند ...
کاش بتوانم باز هم ایشان را ببینم و از صحبت های زیبایشان بهره ببرم..
امیدوارم که همیشه از وجودشان بهره ببریم..




این هم از نوشته استاد در دفترچه خاطرات من

همیشه از خوبی های دوستت برای خودت یک دیوار بساز ، اگه روزی بدی
دیدی فقط یک آجر کم کن بی انصافیه که دیوار رو خراب کنی

ايمان داشته باش که کوچک ترين محبت از ضعيف ترين حافظه ها پاک نمي شود
سلام...
اين ششمين سالي است كه اول مرداد ماه اين جا را جشن مي گيرم..
و اين ششمين سالي است كه جشن اينترنتي ما برپاست..
بله ... اول مرداد ماه عموپورنگ عزيز به دنيا آمد...
و با آمدنش شادي را به همه بچه هاي ايراني هديه داد...
و حال از اين شادي ، كلبه كوچولوها نيز سهمي دارد...
و مي خواهد امروز با اين جشن ، جبران شادي ها را داشته باشد...
و مي داند كه نمي تواند....
عموي عزيزم در اين روز چيزي ندارم جز دعا ..
دعا براي خوب بودن و خوب ماندن..
براي عاقبت به خيري..
براي سلامتي و سر افرازي..
براي موفقيت ..
براي مهرباني ...
و دعا براي هرآنچه ستاره هاي كوچك قلب شما مي خواهند..
اين است جشني كه مي گفتم...
چون حال در اين جشن وقتي دست ها را بالا مي بريم و دعا مي كنيم ، فرشته ها نيز مهمان
ما مي شوند و با ما دعا مي خوانند...
چون حال وقتي صلوات مي فرستيم ، فرشته ها نيز با ما مي فرستند..
و چون حال اينجا شده پر از فرشته ... پر از فرشته هاي مهربان كه همه دعا مي كنند..
پس اين همان جشني است كه مي گفتم..
پر از شادي و نشاط ...
و پر از دعا ..
و كلام آخرم اين است كه ...
عموي خوبم ، يادم هست كه 3 سال پيش به من قول داديد كه هميشه عموي من بمانيد...
اميدوارم هرگز اين قولتان را فراموش نكنيد...
هميشه شاد باشيد..
پروردگارا درهاي رحمتت را به رويمان بگشا



